او نقش داشتهاند . فراموش نكنيم كه شمس تبريزى مرشد روحانى مولوى نيز اندكى پيشتر در همين ناحيه مىزيسته است .
شبسترى در زمان گيخاتو به دنيا آمده و در زمان الجايتو و سلطان ابو سعيد از شهرتى بسزا در ميان عارفان و متصوفان برخوردار بوده است .
شهرت او از مرزهاى آذربايجان گذشته و به عراق و هرات رسيده بوده است . شبسترى خود نيز در سن سى و سه سالگى در سال 720 هجرى قمرى يعنى سه سال پس از سرودن منظومهى گلشن راز به لقاى ايزدى شتافته است .
مرحوم ميرزا محمد على تربيت در كتاب دانشمندان آذربايجان مىنويسد : « قطب المحققين سعد الدين حضرت شيخ محمود بن عبد الكريم بن يحيى الشبسترى . . . در عهد سلطان محمد خدابنده و ابو سعيد بهادر خان در شهر تبريز مرجع علماء و فضلاء بوده است » . 2
حاجى زين العابدين شيروانى با واسطه نقل مىكند كه : « شبسترى وقتى كه به كرمان رفته بود ، همسرى برگزيد و از او صاحب پسرى شد و از فرزندان آن پسر اكنون در كرمان محترمين هستند و به حال و كمال مشهورند » . 3
خود شيخ شبسترى نيز به مسافرتهاى خويش اشاراتى دارد .
شبسترى در سعادتنامه مىسرايد :
مدتى من ز عمر خويش مديد * صرف كردم به دانش توحيد
در سفرها چه مصر و شام و حجاز * كردم اى دوست روز و شب تكوتاز
سال و مه همچو دهر مىگشتم * ده و ده ، شهر و شهر مىگشتم
علما و مشايخ اين فن * بس كه ديدم به هر نواحى من
جمع كردم بسى كلام عجيب * كردم آنگه مصنفات غريب
از فتوحات و از فصوص حكم * هيچ نگذاشتم نه بيش و نه كم
آنگاه به نقل و ذكر احوال و اقوال چند تن از اساتيد و مشايخ خويش