در انتقال مفاهيم فلسفى و عرفانى بر عهده مىگيرند و از حدّ زينت و زيبايى كلام فراتر رفته جزء ذاتى بيان در اثر ادبى مىشوند ، چنان كه بدون آنها مقصود نويسنده مكتوم مىماند و حق مطلب گزارده نمىآيد « 1 » .
صائن الدين در چند جاى داستان عقل و عشق فرصت مناسبترى مىيابد تا قلم تواناى خويش را در عرصهء رمز و سمبل جولان دهد . از آن جمله است زمانى كه نغمه در مجلس عقل به معرفى نژاد خود ، صوت ، مىپردازد « 2 » و با بيانى كاملا رمزى ، از كيفيّات مسموع ، اعراض نهگانه و مقولات عشر كه از موضوعات فلسفه و منطق است سخن مىگويد . ديگر ، هنگامى كه كلام قوم خود را به عقل و اصحابش معرفى مىكند « 3 » در واقع عقايد حروفى و احصايى صائن الدين را باز مىنمايد . همچنين پس از بازگشت از ديار عقل ، در مجلس عشق به توصيف ساختمان و دستگاه چشم مىپردازد « 4 » . قوهء نظرى هم در مجلس عشق ساختمان بدن انسان ، حواس ظاهرى و باطنى ، و جايگاه هر يك را بطور رمزى و مفصّل وصف مىكند « 5 » .
رسالهء عقل و عشق همچون ديگر آثار صائن الدين به سبكى منشيانه همراه با انواع صور خيال از تشبيه ، استعاره ، كنايه و مجاز ، و صنايع مختلف ادبى مانند جناس ، تناسب ، تضاد ، تلميح ، ترصيع ، سجع و موازنه نگارش يافته است . آوردن آيات ، احاديث ، اشعار و امثال به گونهاى كه مكمل سخن باشند - نه فقط شاهد مثال آن - از ديگر خصوصيات سبكى صائن الدين است . ويژگى اخير موجب نوعى اطناب در سخن مىشود كه در همهء آثار صائن الدين وجود دارد و متأثر از سنّت ادبى رايج در نثر قرن هشتم و نهم هجرى است .
صائن الدين داراى نثرى آهنگين و موزون است . همين ويژگى سبب شده است كه كاتبان آثارش برخى عبارتهاى وى را مصرع بدانند مانند « ما گروهى حشمنشين باشيم » « 6 » ، « سوار كرده در آن مملكت در آوردند » « 7 » ، « كمر كارزار دربنديم » « 8 » و « محملى
هامش
( 1 ) . در شرح اين مطلب ، نك : رمز و داستانهاى رمزى در ادب فارسى ، صص 28 - 29 ، 49 و 420
( 2 ) . رسالهء حاضر ، صص 30 - 32
( 3 ) . همان ، صص 30 - 32
( 4 ) . همان ، صص 40 - 41
( 5 ) . همان ، صص 48 - 56
( 6 ) . همان ، ص 30
( 7 ) . همان ، ص 35
( 8 ) . همان ، ص 39