التي بينهما توحيد » همين است و معنى اتحاد كه اكابر بدان قائل شدهاند ، چنانچه گفتهاند :
و جل في فنون الاتّحاد و لا تحد * إلى فئة في غيرها العمر أفنت
همين خواهد بود ، نه آنچه مبادر به فهم عامه مىشود ؛ نعوذ باللّه منه « كاينجا حلول كفر بود و اتّحادهم . » « 1 »
در شرح نظم الدّر مىبينيم كه صائن الدين در ابراز اعتقاد به وحدت وجود ، بسيار صريحتر از ناظم قصيده است و حتى در برخى از ابيات آن ، كه مىتوان نظر ابن فارض را با وحدت شهود منطبق دانست ، صائن الدين آشكارا به وحدت وجود قائل شده است . « 2 »
اين بعد از ابعاد فكرى صائن الدين هم عامل ديگرى بود در شوراندن دشمنان بر او ؛ چنان كه مىبينيم هنگامى كه شاهرخ او را به هرات فراخواند ، علماى متعصب دار السلطنه - بجز مولانا خوافى - صائن الدين را به خاطر مطالبى كه نشان از وحدت وجود داشت و پيش از اين ذكر شد « 3 » ، تكفير كردند .
7 - 5 . حروف و احصاء
صائن الدين به شدت متمايل به افكار حروفى بود . ظهور فضل الله استرآبادى در سال 788 هجرى و آغاز نهضت حروفيه در ايران ، با اوايل جوانى صائن الدين مقارن بوده است . اين تقارن زمانى و مكانى موجب مىشد كه وى بطور مستقيم با افكار حروفى آشنايى پيدا كند . ادامهء اين آشنايى منجر به تعليمات جدى در سفر به اقاليم غربت شد .
صائن الدين در اين سفر به ديدار سيد حسين اخلاطى رفت و در محضر او به يادگيرى علوم خفيه از حروف و جفر و اصول احصائى پرداخت . بازتاب اين آموزشها در سراسر آثار صائن الدين ديده مىشود .
او در رسالهء شق قمر و ساعت ، علماى مسلمين را بر هفت طبقه تقسيم مىكند و طبقهء ششم را به حروفيه اختصاص مىدهد كه از نظر رتبه ، يك درجه پايينتر از مرتبهء أولو الأيدى و الابصارند . ويژگى اين طبقه آن است كه رموز حقايق را از حروف قرآنى كه بر پيامبر نازل شده است ، استخراج مىكنند .
هامش
( 1 ) . مجموعهء مب ، ورق 125 الف .
( 2 ) . نگاه كنيد به ابيات 266 - 285 .
( 3 ) . كتاب حاضر ، ص پنجاه و چهار .