تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
صلاحيّت آنكه جزا و ثواب آن گردد ، نباشد . « 1 »
گفته‌اى خونبهاى كشته منم * همه را عشق خونبها كشته‌ست
چه ، مادام كه عاشق در مقام تقابل اوصاف است ، هر وصفى كه متروك او گردد ، البتّه در مقابلهء آن وصفى جزاى آن تواند شد ؛ و ليكن چون در مقام احاطت درآمد و متروك لجامعيّته او را مقابلى نيست كه صلوح جزائيّت داشته باشد ، هرآينه عين او « 2 » جزا گردد ؛ چنانچه فحواى حديث « صوم » بدان مشعر است . « 3 »
همه باشى چو هيچ گردى تو * هيچ باشى چو جفت فردى تو
* * *
[ 173 ] و ظلت بها ، لا بي ، إليها أدلّ من * به ضلّ عن سبل الهدى و هي دلّت
چون به اشارت دولت عشق و دلالت قايد توفيق ، بر مهابط و مصاعد اين طريق اطّلاع يافت - چنانچه اجمالا و تفصيلا بدان تعبير كرد - در اين وقت مىگويد : روزگار من از دولت عشق بدان انجاميد كه به واسطهء اتصال به حضرت معشوق و تحقّق به جامعيّت آن حضرت ، راه مىنمايم و ارشاد مىكنم آن كسانى را كه در عين تفرقه ، گمراه « 4 » گشته‌اند از راه راست به خويشتن ؛ « هر كه به خويشتن رود ره نبرد به سوى دوست » . و حال آنكه اين هدايت و دلالت از آن حضرت است نه از من . « 5 »
رهروان را شب تاريك دليلى بايد * ما به بوى خوش آن زلف سياه آمده‌ايم
* * *
[ 174 ] فخلّ لها ، خلّي مرادك ، معطيا * قيادك من نفس بها مطمئنّة
[ 175 ] و أمس خليّا من حظوظك ، و اسم عن * حضيضك ، و اثبت بعد ذلك تنبت
چون در ابيات گذشته بر مقتضاى حكم وقت ، التزام آن نموده كه هيچ معنى را در تعبير آن ، بكليّته و إجماله ، اكتفا ننمايد ، بلكه به تبيين جزئيّات و تفاصيل آن كوشيده ،
هامش
( 1 ) . فر : + بيت . ( 2 ) . فر ندارد . ( 3 ) . فر : + بيت . ( 4 ) . نا مل : راه گم . ( 5 ) . فر : + بيت .
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 125 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة