و مسك حديثي في هواه لأهله * يضوع و في سمع الخليّين ضائع
متوقع « 1 » از بزرگمنشان خرابات تجريد و سرهنگان قمارخانهء تفريد ، كه بر خردهء خردان ذيل عفو و اغماض پوشند . « 2 »
نگويم نسبتى دارم به نزديكان درگاهت * كه خود را بر تو مىبندم به سالوسى و زرّاقى
*
به هر سهوى كه در گفتارم افتد * قلم دركش كز آن بسيارم افتد
* * * چون اطّلاع بر طلايع مطالب هر طايفه موقوف است بر وقوف بر مواقف تخاطب و توافقى كه ميانهء ايشان معهود و متداول است ، هرآينه پيش از شروع در مقصود ، از مقدّمهاى كه متكفّل بيان چندى از مصطلحات اين طايفه و امّهات مقاصد ايشان على سبيل الايماء شود - سيّما آنچه در اين نظم نامدار اختيار شده - ناگزير باشد ؛ و اين مقدمه مشتمل است بر اصلى و چند وصل .
اصل [ لزوم استفاده از زبان رمزى و مجازى ] « 3 »
نهفته نماند كه چون سعت عالم معانى و حياطت دايرهء حقايق و معارف ، از آن متجاوز است كه صور محصورهء الفاظ به وساطت نسب جعلى وضعى ، و وسيلهء دلالات مطابقى و تضمّنى و التزامى ، متصدّى اظهار آن تواند شد « 4 » ، و لهذا معبّران دقايق تأويل و مفسّران حقايق كشف و رموز تنزيل ، بر مقتضاى فرمودهء
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
« 5 » بىدستيارى امثال و اشباه ، پاى مكنت و اقتدار ايشان در ميدان ابراز اين معانى ، كند سير افتاده ، لاجرم در اظهار مخدّرات معانى بر مجالى صور حرفى ، هر
هامش
( 1 ) . فر : فىالجمله متوقّع .
( 2 ) . فر : + بيت ؛ مل : + نظم .
( 3 ) . عناوين اصل و فصول كه داخل قلّابها آمده ، توسط مصحّح افزوده شده است .
( 4 ) . فر : بود .
( 5 ) . در نسخهها « يتفكّرون » ضبط شده است كه بر اساس قرآن تصحيح شد .