كثرت اشكال . مختلفه « 1 » در وحدت واحد حقيقى اثر نكند و در عين كثرت واحد به همان وحدت حقيقى خود باشد كه بود چنانچه مؤداى « كان اللّه و لم يكن معه شيئى و الآن كما كان » « 2 » است .
قوله : « 3 » « و كل الذى » الى اخره . هم در شرح قصيده تحقيق آن به طلباند .
قوله تعالى « 4 » :
« إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ »
. يعنى پروردگار تو فراخ پوشش است .
قوله تعالى :
« وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ »
. يعنى خدا شما را آفريده است و آنچه كردهء شماست ، پس همه به يك بار آفريدهء او باشد .
قوله تعالى :
« يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ »
الى اخره . يعنى پرورش كائنات به يك آب مىشود و ليكن زيادتى و تفاوت در خوردنهاى « 5 » ايشان است كه بعضى صلاحيت غذاى اشرف دارند و بعضى نه ، و تحقيق اين سخن را مجالى بايد .
لمعهء هفدهم
« معشوق هر لحظه از دريچهء » الى اخره . در بيان تنوع وجوه جمال معشوق و عروج عاشق در آن بر مراقى كمال خود و تحقيق استعداد او مر آن را و بيان تفاوت مراتب هركس در شهود اصل آن استعداد .
قوله : « ما يرجع الطرف عنه » الى اخره . يعنى ديدهء همه ديده از ديدار محبوب در وقت آنكه رحيق ديدن و ادراك او در قدح حدق گردان باشد ، باز نمىآيد به من ، تا به سوى او باز گردد از سر اشتياق « 6 » .
ديده را كار همين است كه دلبر بيند * گر نبيند چه بود فايده بينايى را
هامش
( 1 ) - ب : مختلف .
( 2 ) - ب : كما كان قوله .
( 3 ) - دم : قوله تعالى ان ربك واسع المغفرة .
( 4 ) - ب : و ان .
( 5 ) - ب : نهايت .
( 6 ) - ب : فرد .