بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بعد از تقديم اساس سپاس بر « 1 » يزدان پاك و تمهيد صلات صلوات بر صاحب خطاب « لولاك » محمد عربى و بر آل باكمال و اصحاب با صوابش .
انها « 2 » مىكند كه دوش هنگام آنكه نداى فالق الاصباح صداى كوس شهريار صيام به مسامع منتظران بشارت « للصائم فرحتان » رسانيد ، و روايح نسيم صبحى به فرايح تراويح رمضانى مشام معتكفان مساجد قدس كه نور مراد را در ظلمت شب قدر يافته ، به تجرع قداح راح روحانيات و تناول مايدهء نعم ذوقيات فراغت از كشيدن كوزهء زلال صافى و تناول لوتهاى « 3 » لذيذ ، وافى داشتند ، معطر گردانيد .
در زمانى كه مريم درخت در بكرى ، آبستن به روح قدس بنات نبات مىشد و عيسى غنچه در مهد اكمام ، زبان بشارت بيان را به افصاح كلام تام مىگشود و گل در ميان تاريكى خار كثافت از سر شاخسار لطافت زبانهء آتش موسى مىافروخت ،
يعنى بيا كه آتش موسى نمود رو * تا از درخت نكتهء توحيد بشنوى
و صباى محمدى كه همه به ميامن مقدم او بود ، از مشرق نفس رحمانى به سوى عالم جسمانى وزيدن مىگرفت و حجاب از رخسار مخدرات بهار مىگشود ، يك ناگاه از نسيم آن صبا كه آب حيات از جويبار لطافتش نمى است آتش اضطراب در نهاد اين خاكسار افتاد و دوست ديرينه درد كه ساكن خرابهء دل سوختگان او مىباشد سر از جيب ملامت برآورده آغاز خطاب نهاد ، كه چندگاه بر بام تجرد و آزادى طبل استغنا مىزدى و كنگرهء قدر خود را از آن
هامش
( 1 ) - م 2 : سپاس يزدان .
( 2 ) - انها مىكند : خبر مىدهد .
( 3 ) - لوت :
اقسام طعامهاى لذيذ .