اين است بيان يكى از معانى اركان قولى كه زبان مناسبات عقلى از وجوه حكمى حكايت كرد . و از وجوه كتابى نيز يك معنى ظاهر دارد كه زبان مناسبات حرفى بدان گوياست ، بر آن هم تنبيه مىكند چه صلاة بنا بر تمهيد مقدمات گذشته صورت اظهارى تمام جمعيت اسمايى حق است . پس بايد كه اركان قولى او مطابق اسم « اللّه » باشد كه او است اسم جامع . و حروف قولى « اللّه » پنج است : حرف اول كه اكبر حروف است دلالت بر تكبير مىكند .
و لام اول اشارت به فاتحه است ، چه محل ظهور آن وضع قيام است ، و صورت و صلى لام دلالت بر آن مىكند . و لام دوم اشارت به تشهد است كه صورت فصلى « 1 » لام بدان دال است . و الف كه همين صورت كلامى دارد اشارت به صلوات است . و « 2 » ها اشارت به سلام است كه بعد از تمام صورت اشارت به طرف « 3 » يمين و شمال در او واقع است . و اين هر دو وجه كافى باشد متفطن را در بيان اركان قولى ، چه او راست كه بنا بر اصول مذكوره بر مقتضاى ذوق خود ديگر معانى استنباط نمايد « 4 » .
نقطهاى را هزار دايره هست * گر قدم پيشتر نهد پرگار
صحيفهء چهارم
در بيان اوقات نماز و خصوصيت هريك از آن به عددى معين .
و بيان آن هم محتاج به ذكر مقدمهاى است از اصول حكمى كه كاشف از معنى وقت و زمان باشد به زبان حقايق عقلى . و بيانش آن است كه زمان عبارت از صورت امتداد حركت اولى است كه وجود را در هر مرتبهاى واقع است . و آن صورت امتدادى مذكور در هر مرتبهاى از مراتب وجود نامى دارد
هامش
( 1 ) - ب : كه صورت مصلى لام بدان دلالت است .
( 2 ) - دم : واها .
( 3 ) - دم : به طرفين .
( 4 ) - ب : فرد .