محمد فنارى رومى ( 751 - 834 ) و اهل قافله و جمعى از مردم مدينه برو نماز گزاردند . و در جوار قبهء عباس ( رض ) به خاكش سپردند . و شيخ زين الدين خوافى ( متوفى 838 ) از مصر سنگى سفيد و تراشيده آورد و لوح قبر او ساخت « 1 » . تاريخ فوت او را در عبارت « فصل خطابى » ( - 822 ) يافتهاند كه تلميحى دارد با كتاب معروفش فصل الخطاب « 2 » .
* خواجهء پارسا در طريقهء نقشبندى مقامى شامخ دارد . دومين « 3 » خليفهء بهاء الدين نقشبند است ، و از سابقين و مقربين اصحاب اوست . خواجه بهاء الدين به دو عنايت بسيار داشته است . و از گفتههاى او در حق خواجهء پارسا اين معنى نيك آشكار مىگردد .
وقتى در سفر حجاز بهاء الدين بيمار مىشود ، ياران را وصيتها مىكند ، و در جمع اصحاب به خواجهء پارسا مىگويد : « حقى و امانتى كه از خلفاى خاندان خواجگان به اين فقير رسيده است و آنچه درين راه كسب كرده است ، آن امانت را به شما سپردهايم . چنان كه برادر دينى مولانا عارف بما سپرد . قبول مىبايد كرد . و آن امانت را بخلق حق سبحانه مىبايد رسانيد » « 4 » .
هامش
( 1 ) - نفحات / 393 - 395 . رشحات / 62 - 63 .
( 2 ) - قطعهاى در رشحات / 63 نقل شده است كه :اذا سألت لتاريخ فوته منه * فقال : « فصل خطابى » اشارة فيهو شيخ عبد المجيد الخانى ( 1263 - 1318 ق ) همان عبارت را در قطعهيى بدين گونه بنظم آورده است :ايها الراجى جوابى * حينما زاد الجوى بىعند طه المستطاب * أرخو « فصل خطابى »و هو بالحب شوى بى * فى علا دار الثواب( الحدائق الوردية / 143 . و نيز الانوار القدسية / 144 ) . صاحب خزينة الاصفياء 1 / 512 بنقل از روضة السلام شرف الدين كشميرى وفات خواجهء پارسا را چهارشنبه 23 ذىحجهء 822 ضبط كرده . و اين مادهء تاريخ را از همان مأخذ نقل كرده است :چون محمد رفت هاتف گفته است * سال وصلش « بدر برج عارفين »( 3 ) - نخستين خليفهء بهاء الدين ، خواجه علاء الدين عطار بخارى بوده است .
( 4 ) - نفحات / 392 . رشحات / 52 .