تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
فاتح باب شفاعت خاتم ختم رسل * آنكه فتح و ختم شد او را مسلم اين بود
آخر سابق كه نحن الآخرون السابقون * آنكه در كل آمد و بر كل مقدم اين بود .
با ختم نبوت كه احمد خاتم آن است اولياء وى دور تازه‌اى آغاز كرده‌اند كه وصول ولايت مىبايد از راه كشف و تجلى گذشت .
رسيده است به صحت ز راه كشف و تجلى * مر اين حديث كه از مغربى كنند روايت
اگر تو طالب سر ولايتى بطلب * ز مغربى كه درين روزگار پيدا شد
مرد كامل از نظر مغربى در هر دوره هست و ظهور مىكند و اين ظهور متوالى است هر چند دور نبوت و پيغمبرى گذشته ولى ولايت پايان پذيرفتنى نيست . . مغربى خود را از اولياء مىداند سر ولايت را مىداند .
اگر زمان نبوت گذشت و دور رسل * ولى ظهور ولايت درين زمانه ما است كليد مخزن اسرار مغربى دارد * چو مدتى است كه او خازن خزانه ما است
انسان كامل بايد دل را كه آئينه كامل رخسار اوست پاك و مصفا دارد و ارزش خود را درك كند و بشناسد چون مظهر خداست نجاتش از خود است و هلاكش از خود عين نور بسيط و موج بحر محيط است .

وفات

مؤلف روضات الجنان در باب تاريخ وفات مغربى و چگونگى آن حكايتى دارد كه نكاتى از زندگى شاعر را نيز روشن مىكند