اين مورد تأييد مىگردد كه مىگويند مناسبات اين دو شاعر چندان خالصانه و باصفا نبوده است ، كمال نزد ميران شاه تقرب دارد و مغربى در دفع شر پسر ميران شاه قربانى مىدهد ، هر چند كه ادوارد براون اين شبهه را براى دو تن اهل صفا بعيد مىداند 1 *
از ياران ديگر او در سير و سلوك از عرفاى زير نام بردهاند شيخ بهاء الدين همدانى و شيخ سعد الدين فرزند محمود زعفرانى و شيخ عبد القادر نخجوانى و شيخ شرف الدين منيرى كه در شهر سار كنار حوض منوگهر با مغربى مباحثه داشته است .
شاگردان مغربى
مغربى در تبريز به ارشاد مشغول بود و مجلس درس داشت احمد بن موسى الرشتى الاستادى در مقدمه شرح چام جهاننما گويد كه « اين فقير » دو نوبت نزد مصنف ( مغربى ) عليهالرحمه آن را به قرائت خواندهام و بر مشكلات وقوف يافته و بر حضور حواشى نوشته و اجازتنامه به خط مبارك خود داده است در كرة اخرى در سنه خمسين و ثمانمائه گذار باز به شهر تبريز افتاد و به مدرسه نزول شد و جمعى از مريدان مولانا مرحوم بودند 2 *
احمد بن موسى رشتى از مريد ديگر شمس بنام مىبرد بنام كمال الدين يوسف معروف به ميرشكى كه از مريدان مغربى بوده و به تقاضاى وى ، موسى رشتى جام جهاننما را در تبريز شرح كرده است 3 *
از مريدان ديگر مغربى كه در سفر و حضر ملازم وى بوده و به مغربى ارادت خاص داشته است 4 * خواجه عبد الرحيم خلوتى بود و در 795 بيست هفتم شوال در سلطانيه توبه گرفته و در 27 ذىقعده سال 803 در گيلان تلقين يافته است 5 *
شيخ عبد اللّه شطارى مؤسس طريقه شطاريان در هند از جمله