Skip to main content

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — Page 399

Contributors:

P.399
سر بيند كه او را در هر دو سراى از حق چاره نيست بدان معنى كه خير هر دو كون به او مىبايد و شر هر دو كون به او دفع تواند كرد همگى خوف و همگى طمع به حق افتد و مجموع گردد . [ ديگرى ] مىگويد معنى جمع آن است كه حق تعالى ايشان را گرد آرد به خود ، چون پيوسته گردانيد ايشان را به قصور از او پراكنده گردانيد ايشان را از خود چون او را بجستند بدانچه از ايشان آمد . و معنى اين سخن آن است كه چون بندگان حق را بجويند به صفت خويش جويند يا به طاعت يا به دليل يا به معانى از جمله معانى كز بنده در وجود آيد . به اين حال متفرق‌اند از بهر آن كه با صفت خويش‌اند و هر كه با صفت خويش باشد خويشتن بين باشد و خويشتن بين نه حق يابد و نه حق بيند ، اين جدا ماندن از حق تفرق است . پس چون بيند كه از جستن او عاجز است و از دريافتن او مقصر است و او را به خود و به صفات خود نمىيابد و اگر او را يابد هم به او يابد از خود و از صفات خود تبرا كند و به خويشتن و به صفت خويشتن هيچ چيز نبيند و به حق بيند و با حق مجموع ماند يعنى تا با خويشتن است متفرق است و چون با حق است مجموع است . پس اين را تفسير كرد و گفت : پراكندگيشان نمود چون او را به اسباب جستند و آن تفرق جمع گردد چون به هر درى او را بينند . مىگويد آن تفرقه كز او عبارت مىكند پيش از جمعيت آن است كه نزديكى جستن به حق به اعمال خويش تفرق است اما چون بينند كه - نزديك‌كننده او است نه اعمال ما اين جمع است انشدونا لبعض الكبار :
الجمع افقدهم من حيث هم قدما * و الفرق اوجدهم حينا بلا اثر
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — Page 399 | مجهول / احمد على رجايى