Skip to main content

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — Page 389

Contributors:

P.389
مراد حق بر مراد خويش اختيار كند و چون با تميز باشد ايمن نباشد كه در آن اختيار خويش هلاك گردد پس مستى از صحو به اين معنى اولىتر باشد از بهر آن كه از خويشتن خبر ندارد تا خويشتن بيند و عاصى ناخويشتن‌بين بهتر از مطيع خويشتن بين .
فحالاك لى حالان صحو و سكرة * فلا زلت فى حالى اصحو و اسكر
اين دو حال كه مرا ديدى دو حال است يكى هشيارى و يكى مستى و من هميشه در اين دو حال يا هشيار مىگردم يا مست چالاك . معنى اين سخن و اللّه اعلم آن است كه چون هشيار باشم در حال تميز باشم و آن هشيارى من چنان واجب كند كه هر چه آن من است از من فروافتد ، و در من هست گردد آن چه حق را است يعنى من همه آن بينم كه حق را از من بايد نه آن كه مرا از او بايد از بهر آن كه آن چه مرا از او بايد به منع و تقصير متهم نيست اما آن چه او را از من بايد من به تقصير و منع متهمم و خصومت و منازعت با متهمان بايد و اين خود صفت بندگى است . و چون هشيارى اين است كه ما ياد كرديم حال مستى خود چگونه باشد كه تميز از من ساقط گردد و صفت اين مستى آن باشد كه حق مصرف من باشد در وظايف خود و نگاهدار من باشد در احوال من . و اين دو حالت‌اند كه بر من مىروند مستى و هشيارى بر اين وصف كه ياد كرديم و هر دو حق را است اگر هشيار باشم او را اختيار كنم و اگر مست باشم آن او باشم تا هر چه خواهد مىكند و هميشه در اين دو حال مىگردم .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — Page 389 | مجهول / احمد على رجايى