اين شرح كه در اين اوراق نبشته شد وصف الحال خلوتيان و اصحاب محاسبه و مراقبه است ، تا در اين مدت كه در خلوت نشستهاند ، خاطر با سماع ندهند و محافظت انفاس مداومت نمايند . اما در زمانهاى ديگر كه به عمارت كردن خانقاه درويشان و انواع خدمتكارىها كه مشايخ فرموده باشند ، اگر در آن وقت گاهگاهى به سماع مشغول شوند ، هيچ زيان ندارد ؛ و در سماع كردن جماعتى كه خدمتكارى درويشان صادقانه به جاى مىآورند رخصت دادهاند ؛ و سماع ايشان را ترويحى بود و داخل اشارت روّحوا القلوب فإنّها إذا كرهت عميت باشد . و در آن زمان كه در خلوت باشند ، خود در عين ترويح و روح و راحتاند ، چه محتاج سماع است و در هيچ باب روايت نكردهاند از مشايخ و ائمهء دين كه خلوتيان را اجازت باشد كه از خلوت بيرون آيند و سماع كنند و باز به خلوت روند .
و شرائط اهل خلوت بسيار است كه اگر نبشته آيد در اين اوراق نگنجد . اما يك از شرائط شرط اصحاب خلوات اين است كه در آن زمان كه مدت نشستن در خلوت است ، قطعا در ميان سماع و جمعى كه در سماع باشند نيايند كه سماع خلوتيان ديگر است . ايشان را در زمان خلوات سماعهاست كه هيچكس را بر آن اطلاع نيست . مىبايد كه دايما ملازم آن سماع باشند ، و در هيچ سماع ديگر نيايند تا در گوش و دل جان ايشان آن شنواييى كه مطلوب سالكان راه تحقيق است تمام حاصل آيد و خللپذير نگردد . هر غلام كه در بندگى حضرت سلطان بر ادب ايستاده باشد و گوش به سخن سلطان كرده باشد تا چه فرمايد ، اگر در آن زمان گوش به سخن غلامى يا وزيرى « 1 » سلطان كند ، ترك ادب كرده باشد و مستوجب تأديب و تعريك « 2 » باشد .
بيت :
چو تو با من سخن گويى ز شادى * چو مرزنجوش باشم سربهسر گوش
در آن زمان ، به سماع سخن ديگران نبايد پرداخت .
و مىبايد كه ياران ما اگرچه يك سال و دو سال در خلوت باشند و به مداومت
هامش
( 1 ) . كذا فى الاصل .
( 2 ) . گوشمال دادن .