اول مقام سالك متقيست ، چه اعلى مقام تقوى آنست كه نظر از ما سوى اللّه به كلى قطع كند و مشغولى غير را بر خود حرام محض داند ، چنان كه از جعفر صادق رضى اللّه عنه منقولست كه فرمود : « التقوى ان لا ترى فى قلبك شيئا سوى اللّه تعالى » و شيخ النصرآبادى 91 رحمة اللّه عليه فرموده است كه « التقوى ان يتقى العبد عن ما سوى اللّه تعالى » 92 و حضرت خداوندگار ما را چون اين جمله كه ذكر رفت صفت ذات مقدس او شده بود و متحلى بدين آداب گشته لاجرم از سر معاملهء خويش بيان مىفرمايد بيض اللّه وجه الغرر :
بيت
بسوزيد آتش تقوى جهان ما سوى اللّه را * 93 بزد برقى ز اللّه و بسوزانيد تقوى را
در تقوى به مثابتى بودند كه در همهء عمر از حضرت ايشان حكايت غم و شادى دنيا و بمصالح آن نشنيدهايم و اين دالست بر مشغولى باطن ، چنان كه مىفرمايد :
مثنوى
شهوت دنيا مثال گلخنست 94 * كه ازو حمام تقوى روشنست
ليك قسم متقى زين تون صفاست * زانكه در گرمابه است و در تقاست
« إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا
« 1 »
وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ » .
95
[ جذبات وصل و صفت عشق و وجد ]
و اما جذبات وصل و صفت عشق و وجد ايشان نه در آن نصاب بود كه به چنين مختصرات از عهدهء تقرير عشر عشير ان تقصى توان نمودن ، 96
هامش
( 1 ) در اصل : تقوا