صفت مقام و سيرت « 1 » و سلوك ايشان از كلمات طيبات او ، كه هر لفظى درياهاى حقايق و معانى را جوش مىكنند ، قياس مىبايد كرد و اگرچه آن نيز بحسب گوش مستمعان از مقام معتقدان و مريدان بيان كرده است ، چنان كه مىفرمايد :
نظم
اين چه « 2 » گفتم اين به قدر فهم تست 13 * مردم اندر حسرت فهم درست
هرچند ازينگونه عذرها بيان رفت آن عزيز در طلب مبالغت نمود « 3 » و گفت :
نظم
آب جيحون « 4 » را اگر نتوان كشيد 14 * هم به قدر تشنگى بتوان چشيد
بنا بر التماس آن عزيز استعانت از حضرت رب العزه طلبيده و همم عاليه از حضرت ايشان خواسته ، در بيان آن شروع رفت ، تا هرچه اين ضعيف به عين اليقين مشاهده كرده باشد و در ايام اين ضعيف از آن حضرت بوجود آمده از آنچه در گوشهء خاطرم مانده بود در قلم آورد .
بيت
درويش سخن ز ديده گويد * عامى سخن از شنيده گويد
چون در تتميم آن شروع رفت تقسيم آن بر سه قسم نهاده شد ، توقعست كه مطالعهكنندگان « اكرمهم اللّه بسره » اگر بر عثورى عبور فرمايند ذيل عفو مبسوط دارند ، و اللّه ولى التوفيق .
هامش
( 1 ) خ ل : سير
( 2 ) خ ل : آنچه
( 3 ) خ ل : فرمود
( 4 ) خ ل :
دريا را و عالم را :