مصرع دوم كلمهء « عينى » حتما نادرست و در اصل « غيبى » بوده است كه درست نخواندهاند ، مثنوى چاپ علاء الدوله ص 401 س 15 .
شرح
( 46 ) ص 27 س 7 :هركه خواهد همنشينى با خدا، مثنوى چاپ علاء الدوله ص 152 س 5
( 47 ) ص 27 س 17 : حلاج الاسرار حسين بن منصور ، مراد حسين بن منصور حلاج عارف بسيار مشهور ايرانيست ، ابو المغيث حسين ابن منصور بن محما بيضاوى كه در حدود 224 در طور نزديك شهر كنونى بيضا در خاك فارس ولادت يافته پدر بزرگش زردشتى بود و بيهوده او را از بازماندگان ايوب صحابى دانستهاند . از 260 تا 284 خلوت و رياضت داشت و از اصحاب تسترى و عمرو مكى و جنيد مشايخ معروف تصوف در قرن سوم بود . سپس از ايشان جدا شد و در پى دعوت بتصوف سفرهاى بسيار كرد و رنج بسيار كشيد و در طالقان و در خراسان و در اهواز و فارس و حتى در گجرات هندوستان و تركستان مانند داعيان قرمطى آشكار مردم را دعوت مىكرد . چون در سال 296 از مكه ببغداد بازگشت در آن شهر دعوت او بالا گرفت و بر شمارهء پيروان طريقهء او كه ايشان را حلاجيه مىگفتند بسيار افزوده شد . سپس معتزليان نسبت دروغزنى به او دادند و حتى اماميان و ظاهريان او را كافر خواندند و مأمورين خلفاى عباسى دو بار او را دستگير كردند . سپس او را به محاكمه نزد ابن عيسى وزير بردند و چون محكومش كردند در ملاء عام به شكنجه كشيدند و در 301 هشت ماه در زندان بغداد نگاهش داشتند و چون شغب مادر مقتدر خليفه و نصر حاجب ازو پشتيبانى مىكردند حامد