و اين فقير وقتى از قريهء « 1 » خرّم « 2 » به جانب بغلان « 3 » آمدم « 4 » از راه ميان كوه و « 5 » چون وقت عصر درآمد « 6 » و در منزلى كه رود شيخ « 7 » نامند نزول كرده شد و پنج شخص « 8 » ( آ : برگ 88 ب ) از خرميان « 9 » كه مهتر ايشان را سيّد على نام بود و در طريق « 10 » به اين « 11 » فقير رفيق بودند و « 12 » آتش ساختند « 13 » تا گرم شوند كه اوّل فصل ربيع بود و سرما و « 14 » چون گرم شدند در وقت طعام خوردن « 15 » سخنى به غايت « 16 » فريب گفتند و « 17 » اين فقير بشنود و ليكن « 18 » باور نداشت ، امّا چون در غايت حزن شدند ( ت ) پرسيده آمد از سبب حزن « 19 » گفتند « 20 » : در اين كوه در فصل ربيع غول « 21 » مىباشد ، و مردم را مىرنجاند ، پس « 22 » اين فقير گفت « 23 » شما در خواب شويد « 24 » تا اين فقير پاسبانى نمايد « 25 » و چون رفقاء « 26 » طريق همه « 27 » در استراحت شدند و اين فقير متوجه به جانب قبله بنشست « 28 » و « حرز يمانى » « 29 » خواندن آغاز كرد و تمام بخواند به تأنى و تأمل « 30 »
هامش
( 1 ) آ : قوى . ن : قراى .
( 2 ) خرم در افغانستان .P . I . loV . lE . 0 , 86 droN 55 053 : saltA semiT( 3 ) گ : بقلان . بغلان : قال ابو سعد بغلان بلدة به نواحى بلخ و طنّى انها من طخارستان و هى العليا و السفلى و هما من انزه بلاد اللّه على ما قيل بكثرة الانهار و التفاف الاشجار و بين بغلان و بلخ ستة ايام معجم البلدان ، ج 1 ، ص 665 ( چاپ 1866 ) .
( 4 ) گ ، ل : مىآمدم . ن : مىآمد .
( 5 ) ل : ندارد .
( 6 ) ل ، ن : ندارد .
( 7 ) ت ، گ ، ل ، ن : زرد شيخ .
( 8 ) ب ، ن : نفر . گ : كس ، ت : شخصى .
( 9 ) آ ، ب : حزميان .
( 10 ) آ : راه .
( 11 ) گ ، ل ، ن : با اين .
( 12 ) آ ، ب ، ن : لاجرم .
( 13 ) ب : ندارد . گ : آتش كردند .
( 14 ) ل : ندارد .
( 15 ) گ ، ل ، ن : و طعام خوردند .
( 16 ) گ ، ل : ندارد ، ت : خوردند .
( 17 ) گ ، ل : كه .
( 18 ) ل : ندارد . گ : كه اين فقير باور نداشت .
( 19 ) گ ، ل : از سبب حزن پرسيد ، ت ، برگ 68 الف .
( 20 ) ل : گفتند كه .
( 21 ) ب : غوك .
( 22 ) ت ، ل ، ن : ندارد .
( 23 ) ل : گفت كه .
( 24 ) ب : رويد .
( 25 ) گ ، ل : كند ، ت : نمايم .
( 26 ) گ ، ل : رفيقان .
( 27 ) ل : ندارد ، گ : « طريق همه » ندارد .
( 28 ) گ : به جانب قبله متوجه بنشست .
( 29 ) حرز يمانى معروف به دعاى سيفى خطى مندرج در فهرست كتابخانهء آصفيه .
( 30 ) ت ، ن : ندارد .