شانه بافت « 1 » را چند كلاهى « 2 » بريد و دوخت و مرا بريدن و دوختن تعليم داد و بعد از طول صحبت گفتم كه مرا خود يقين شد كه شما « 3 » از اولياء اللّه هستيد « 4 » و ليكن بفرمائيد كه شما را كه خبر كرد به دفن كلاه ؟ « 5 » گفت حضرت مصطفى « 6 » صلّى اللّه عليه و سلّم .
جناب سيادت فرمود كه وقتى عزيزى كرپاس آورد و التماس نمود كه كرتهاى بايد بريدن و دوختن « 7 » از بهر من و حال آنكه اين درويش نمىدانست و ليكن غيرت آمد كه ( آ : برگ 74 الف ) چون گويم كه من « 8 » نمىدانم ، پس گفتم « 9 » : كرپاس را بگذار و تو برو تا من به فرصت به آن مشغول شوم ، لاجرم كرتهء ( گ ) « 10 » خود را بگشادم « 11 » و به همان طريق كرته بريدم و دوختم .
جناب سيادت فرمود كه هر رياضتى كه مشايخ سلف كردهاند من آن همه رياضات « 12 » كردهام « 13 » اگر اسرار آن رياضات در من ظهور « 14 » كرده باشد و يا نكرده باشد « 15 » اميدوارم « 16 » كه حضرت « 17 » پادشاه عالم اسرار آن « 18 » رياضات را در تبع « 19 » به اخلاص ظهور بخشد « 20 » زيرا كه در « 21 » بعضى از آن صحبت خاصهء مصطفويه در خاطرم « 22 » آمده بود كه « 23 » تيغ را نيز از سعادت كبرى « 24 » نصيب باشد به همين « 25 » همّت « 26 » مصطفى و حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم « 27 » فرموده است « 28 » كه نعم « 29 » و من اتّبعك .
هامش
( 1 ) آ ، ب ، ل ، گ : باف .
( 2 ) گ ، ل : كلاه .
( 3 ) ن : ندارد .
( 4 ) آ : بوديد . ل ، گ ، ن : بودهايد .
( 5 ) گ ، ل : بدين كلاه ، ن به دوختن و دفن كلاه .
( 6 ) آ ، ب : رسول .
( 7 ) گ : بايد بريدن و دوختن .
( 8 ) آ ، ب : ندارد .
( 9 ) ن : گفتم كه .
( 10 ) گ : ص 445 .
( 11 ) گ : بگشادم و بديدم .
( 12 ) گ ، ل ، ن : رياضت .
( 13 ) حيدر بخشى : رساله مستورات برگ 414 الف جناب سيادت فرمود هر رياضتى كه تمام اهل سلف كردند ، من تنها آنقدر كشيدم چنانچه روزى آن سرور كائنات و فخر موجودات در واقعه ديده شد فرمود كه يا ولدى ( برگ 414 ب ) بر جان خود چندان محنت مده كه مقبول حق شده .
( 14 ) گ ، ل : اثر .
( 15 ) ب : ندارد .
( 16 ) آ : اميد است ، گ ، ل : مىدارم .
( 17 ) آ ، ب ، ل ، گ : ندارد .
( 18 ) ن : ندارد .
( 19 ) گ ، ل : اين فقير ( به جاى به اخلاص ) .
( 20 ) ب : مىبخشد .
( 21 ) ل : ندارد .
( 22 ) گ ، ب : خاطر .
( 23 ) گ : كه بايد كه .
( 24 ) گ ، ل : كبرا .
( 25 ) آ ، ن : همين .
( 26 ) ل : همت حضرت .
( 27 ) گ ، ل : صلوات اللّه عليه .
( 28 ) گ ، ل ، ن : فرمود .
( 29 ) ب : نعمته ( به جاى نعم ) .