و بعد از فوت « 1 » بهرام شاه كشيمى « 2 » رحمة اللّه در طريق زيارت بيت اللّه « 3 » مملكت بدخشان به تمامى « 4 » بازگشت به حضرت آن شاه « 5 » .
« در مدتى كه خواست حضرة « 6 » اللّه جناب سيادت وقتى « 7 » فرمود كه شيخ محى الدّين شمس الدين « 8 » قدس اللّه سره « 9 » در بعضى از مصنفات خود ذكر كرده است كه وقتى ( ب ) « 10 » هفتاد روز چيزى نخوردم ، پس اين درويش نيز خود را آزمود . بنا به ناخوردن و صد و هفتاد روز چيزى نخوردم « 11 » و اگر چيزى خوردن سنّت نبودى در باقى عمر اين
هامش
( 1 ) ب : قوت .
( 2 ) بهرام شاه الخوشى ، حيدر بخشى : مستورات ( 370 الف ) كيسكى از بهرام شاه الخوشى كه يكى از خلفاى آن جناب بود و پادشاه تمام بدخشان بود ، مىگفت كه شبى شراب خورده بودم و در عالم مستى خواستم كه كار بدى كنم ، هرچند كه سعى مىكردم و نيتى پيدا مىشد و مرا مىگرفت ، چون به هوش آمدم ، تمام خدمتكاران خود را جمع كردم و گفتم كه امشب مرا دست كه گرفته است ، هيچ كس جواب نداد چون تمام ملوك و وزراء حاضر شدند از اينها نيز پرسيدم كه من در عالم مستى بودم ، خواستم كه خونى ناحق كنم ، هر زمان دستى پيدا شد و ما را از آن كار بازمىداشت و همه از اين معنى متحير شدند و از جواب عاجز آمدند و چون شب در واقعه ديد ( برگ 370 ب ) كه خدمت مير سيد على همدانى حاضر شد ، فرمود كه اى پادشاه مجازى گرچه در اين ملك پادشاهى مىكنى ، امّا فكر بر اصل كن كه فرداى قيامت شرمسار و سرنگون نشوى ، گفتم چون بيدار شدم از بستر خواب برخواستم و به خدمت شريف برفتم و تايب شدم و خواستم كه ترك سلطنت بكنم ، آن جناب مانع شد ، بعد از آن سر در خدمت آن جناب نهادم ، هرچه فرمودند بجاى آوردم . و هيچ كارى بىرخصت شيخ خود نكردم . گ : كشمى .
( 3 ) آ : نيت ( بجاى بيت و تصحيح از روى ب ) .
( 4 ) ب : ندارد .
( 5 ) گ ، ل : بدان شاه .
( 6 ) گ ، ل : ندارد .
( 7 ) آ ، ب ، ن : و حضرت سيادت در مدتى كه خواست حضرة اللّه جناب سيادت وقتى فرمود . ل :
در مدتى كه خواست اللّه جناب سيادت وقتى فرمود . حضرة را به اسماى الهى هم استعمال نمايند ( فرهنگ آنندراج ) .
( 8 ) ل : غربى -
شيخ محى الدين محمّد بن على بن العربى قدّس اللّه سره مصنفات بسيار دارد بيشتر در تصوف و نسبت خرقه وى به تصوف به يك واسطه به شيخ محى الدين عبد القادر گيلانى قدّس اللّه سرّه مىرسد ، ( ص 635 ) و نسبت ديگر وى به خضر مىرسد عليه السّلام بهواسطهء ولد الشيخ رحمة اللّه عليه بمرسية من بلاد اندلس ليلة الاثنين السابع عشر من رمضان سنة ( 560 ) ستين و خمسمائة و توفى ليلة الجمعة الثانية و العشرين من شهر ربيع الآخر سنة ( 638 ) ثمان و ثلاثين و ستمائة به دمشق . جامى :
نفحات الانس ، ص 633 و اردو دائره معارف اسلاميه تحت اسم ابن عربى . زركلى : قاموس الاعلام ، ج 7 ، ص 175 .
( 9 ) آ : ندارد .
( 10 ) ب : برگ 63 ب .
( 11 ) گ : نخورد .