تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مخ المعانى ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
چون آن سماع در گوش كند صبر از دل آن برود و آهو بىصبر شود و پاىكوبان نزديك آن قبايل كه قاتل اوست برسد و از قيد و صيد هيچ باك ندارد - سبحان الله انعام به اين انعام رسد و بعضى بنىآدم ازين نعمت محروم و بىنصيب‌اند - نمىدانم كه حكم اين آية در حق كيان است
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
- نكته اهل سماع كه در رقص مىشوند و حركت و حالات ايشان كه معاينه مىافتد آن چيست - آن زمان امواج انوار عشق از درياى سينه هريك سر برمىزند - ايشان در بحر آشنائى شناها مىكنند بر آئينه طالب آشنا ، دست و پاى بزنند قدر اين سخن دريادلى داند كه او را روزى بر سرچشمهء سر گذرى بوده باشد - بيت
چشمهء عشق از بصحراى ظهور آمد پديد * يك حباب او نباشد چار جوى هشت باغ

[ چشمه ]

فصل يك معنى عين چشمه‌ايست كه از كوهسار