بشرى ارزش مىبخشد ، بقول سعدى :
من از بىنوائى نيمرنگ زرد * غم بىنوايان رخم زرد كرد
حسن دهلوى عقيده دارد درد ديگران ، غمخوارگى ، بشردوستى ناشى از همين درد نهائى و عرفانى مىباشد كه مولوى دربارهء آن چنين نوشته :
هركه او بيدارتر پردردتر * هركه او هشيارتر رخ زردتر
پس بدان اين اصل را اى اصلجو * هركه را درد است او برده است بو
حسن مىگويد معناى سوم عين خ آفتاب است و بين عشق و آفتاب همآهنگى و رابطههاى گوناگون وجود دارد - عشق آفتابيست كه در دل هركه طلوع شود ، خرمن وجودش را خاكستر مىكند - جاى برآمدن اين آفتاب خ خ فلك درد