[ حمد حقّ در مقام جمع الهى ]
حقّ - جلّ جلاله - در مقام جمع الهى ، مر ذات نامتناهى خود را ، بر سه قسم باشد : قولى و فعلى و حالى .
امّا قولى - چنان كه در كتب آسمانى تعريف نفس خود فرمود ، به اكمل صفات .
امّا فعلى - چنان كه كمالات جمالى و جلالى را ، از غيب به شهادت ، و از باطن به ظاهر ، و از علم ، به عين ، رسانيد ، در محلّ ولايات .
امّا حالى - چنان كه خود به خود ، در ذات خود ، متجلّى شد ، به فيض اقدس اوّلى و ظهور نور ازلى ، به مقتضاى تجلّيات .
امّا حمد حقّ - ذات خود را
- جلّت عظمته - در مقام تفصيل ، كه مظاهر عبارت از آن است ، هم بر سه قسم باشد : قولى و فعلى و حالى .
امّا قولى - حمد لسان انسان است ؛ چنان كه در هر شريعت و ملّت ، جارى بر زبان انبياء ايشان است .
و امّا فعلى - اتيان بندگان به اعمال بدنى است از : طاعات و عبادات ؛ به آن معنى كه هر عضوى از اعضاء را مشغول گردانند به عملى و عبادتى كه به آن مخصوص است ، بر وجهى كه در شريعت نبىّ آن قوم منصوص است .
و امّا حالى - اشتغال روح و دل است به اتّصاف به كمالات علمى و عملى ، و اكتساب اخلاق الهى لميزلى ، كه لسان نبى - صلعم - منبى از آن معانى ، به اين گشت كه :
« تخلّقوا باخلاق اللّه »
، پس در مقام جمع و تفصيل حامد و محمود ، و شاكر و مشكور و ذاكر و مذكور ، همه اوست ؛ و بر اوست ؛ و مر اوست كه الحمد للّه ،
لقد كنت دهرا قبل ان يكشف الغطا * اخالك أنّى ذاكر لك شاكر
فلمّا اضاء اللّيل اصبحت شاهدا * بأنّك مذكور و ذكر و ذاكر