و از وسط در نگذرانند و تا سايهء هر چيز دو چندان چيز نشود بىفىء زوال نماز ديگر نگزارند تا باتفاق نماز پيشين و ديگر در وقت گزارده باشند .
46 - و اول وقت نماز ديگر به نزديك امام ابو حنيفه - رحمة الله عليه - وقتى است كه سايهء هر چيزى دو چندان چيز شود بىفىء زوال . و به نزديك امام شافعى وقتى است كه سايهء هر چيزى مثل آن چيز شود بىفىء زوال .
اما آخر وقتش باتفاق وقتى است كه آفتاب فرورود .
47 - و اول وقت نماز شام باتفاق وقتى است كه از جانب مشرق ظلمت پديد آيد چنان كه در وقت صبح دميدن سپيده . اما آخر وقت ، مختلف است .
به نزديك امام ابو حنيفه - رحمة الله عليه - وقتى است كه شفق سپيد نمايد و به نزديك امام شافعى - رحمة الله عليه - وقتى است كه شفق ، سرخ نمايد . و اولى آن باشد كه صوفى نماز خفتن را تأخير كند تا در وقتى گزارد كه باتفاق در وقت گزارده باشد .
48 - و اول وقت نماز خفتن به نزديك امام ابو حنيفه - رحمة الله عليه - وقتى است كه شفق سپيد غايب شود و به نزديك امام شافعى - رحمة الله عليه - وقتى است كه شفق سرخ غايب شود . اما آخر وقت نماز خفتن ممتد است با طلوع صبح صادق ؛ اما افضل اوقاتش بعد از ثلث اول شب است تا نيمشب .
49 - ديگر بانگ نماز و قامت سنت است . پنج نماز فريضه را چون در وقت گزارد در سفر و حضر . و مستحب آن است كه اگر نيز تنها بود بانگ نماز و قامت بگويد . و نمازهاى سنن و نوافل را بانگ نماز و قامت حاجت نيست غير از نماز عيد و كسوف و خسوف . و جنازه را بگويد كه الصلاة جامعة .
و فريضهء قضا را قامت 5 گويد بىبانگ نماز .
50 - و اگر در سفر جمع كند ميان دو نماز ، نماز نخستين را بانگ نماز و قامت گويد و نماز پسين را قامت كفايت بود .
51 - و سنت در بانگ نماز آن است كه بر طهارت بود و بر پاى ايستاده روى به قبله آرد ، انگشت مسبحه در گوش كرده و چون به حيعلتين 19 - رسد به جانب راست و چپ التفات كند . چنان كه قدمهاى او از جاى خود
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٢٦