تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة حق اليقين شبسترى 5

مساهمون:

صحق اليقين شبسترى ٥
« حقيقت » هستى تبارك و تعالى پيداتر از همه هستيهاست زيرا كه او به خود پيداست و پيدائى ساير هستيها بدوست
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« حقيقت » دليل هستى او به حقيقت جز او نيست كه هيچ‌گونه كثرت را به هستى او راه نيست و دليل را از هستى ناگزير بود
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
حقيقت هستى او تعالى و تقدس نماينده خود است كه نمايندگى حقيقى جز از هستى حقيقى نيايد
أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« حقيقت » هر نفسى كه هست بالضروره به قوه يا بفعل مدرك هستى خود است
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
و آن مستلزم ادراك هستى مطلق است كه عام روشن‌تر از خاص بود
وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ
« حقيقت » ادراك هستى حق كه اعرف و اظهر است مقدّمست بر ادراك نفس كه نفس از عالم امر است
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
و ازاين‌جهت نسيان حقرا مستلزم نسيان نفس نمود كه نسيان بعد از معرفت بود
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ .
« تمثيل » ادراك مبصر بدون واسطه نور ديگر چون شعاع صورت نبندد
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة حق اليقين شبسترى 5 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده