پرش به محتوای اصلی

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحه ترجيح بند هاتف اصفهانى 359

پدیدآورندگان:

صترجيح بند هاتف اصفهانى ۳۵۹
بادب پيش رفتم و گفتم * كاى تو را دل قرارگاه سروش عاشقم دردمند و حاجتمند * درد من بنگر و به درمان كوش پير خندان به طنز با من گفت * كاى تو را پير عقل حلقه به گوش تو كجا ما كجا اى از شرمت * دختر رز به شيشه برقع‌پوش گفتمش سوخت جانم آبى ده * آتش من فرونشان از جوش دوش مىسوختم از اين آتش * آه اگر امشبم بود چون دوش گفت خندان كه هين پياله بگير * ستدم گفت هان زياده منوش جرعهء دركشيدم و گشتم * فارغ از رنج عقل و محنت هوش چون به هوش آمدم يكى ديدم * ما بقى سربه‌سر خطوط و نقوش ناگهان از صوامع ملكوت * اين حديثم سروش گفت به گوش كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الا هو

بند چهارم

چشم دل باز كن كه جان بينى * آنچه ناديدنيست آن بينى گر باقليم عشق روى آرى * همه آفاق گلستان بينى
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحه ترجيح بند هاتف اصفهانى 359 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده