Skip to main content

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — Page جامع الأسرار نورعليشاه 192

Contributors:

P.جامع الأسرار نورعليشاه 192
موافق شد چون در قصر چندر بدن رسيد تابوت ايستاد چندانكه سعى در بردن آن كردند مفيد نيفتاد رباعى
در رهگذر از تير نگاهى ناگاه * افتادم و جان نثار كردم در راه تابوت من از كوى تو چون درگذرد * لا حول و لا قوة الا بالله
. چندر بدن را درياى وفادارى موج‌زن گرديد و كشتى شكيبائى قرين شكن در طلب مرد راه نزد شاه فرستاد و شاه نزد او مرده را فرستاد جامه كفر بر تن چاك زد و از بت‌پرستى رسته زنار گسست علم ايمان بر بام افلاك زد قالب تهى كرد و به مهيار پيوست رباعى
هركس كه شهيد غمزه يار شود * در جان‌بخشى يار به آن يار شود از يار همان يار ديت گيرد و بس * با يار از اين جهان چو مهيار شود
چندر بدن را به آئين اهل ايمان غسل داده كفن كردند و از قصرش درآوردند تابوت آن با تابوت مهيار همراه به رفتار آمدند تا قبر را بر كنار آمدند تابوت چندر بدن را گشودند قالب او را نديده تعجب نمودند بسوى تابوت مهيار شتافتند هر دو را در آغوش هم يافتند هرچند خواستند از يكديگرشان جدا كنند نتوانستند در يك قبرشان نهاده دو صورت بستند رباعى
هر كس كه شهيد عشق جانان گردد