مؤلف ميخانه گويد : « اشعار عاشقانه و ابيات عارفانهء آن انگشتنماى كوى ملامت از قصيده و غزل دو هزار و هفتصد بيتست و سواى اين منظومات هزار بيت ديگر مثنوى به طرز حديقه به رشتهء نظم درآورده و در ميان آن غزل گويى فرموده » . پيداست كه اين مطلب درست نيست زيرا كه درين نسخهء حاضر نزديك 4800 بيت قصايد و مقطعات و تركيبات و ترجيعات و رباعيات چاپ شده و مثنوى كه بدان اشاره كرده دهنامه يا عشاقنامه است كه به طرز حديقه نيست و تنها بر وزن آنست و شمارهء ابيات آن 1060 است .
مؤلف شمع انجمن نوشته است كه : « مريد و خواهرزادهء شيخ شهاب الدين سهروردى بوده » . اين نكته كه خواهرزادهء شهاب الدين سهروردى بوده تنها درين كتاب آمده است و پيداست كه اعتبارى ندارد و تنها اين مطلب را مؤلف خزينة الأصفياء هم مكرر كرده است .
در خزينة الأصفياء نام پسر عراقى كبير الدين محمد نوشته شده و در قصر عارفان چنان كه گذشت كبير الدين اسماعيل آمده است . عراقى خود در قطعهاى كه در ص 102 ديوان آمده و پيداست كه نسخهاى از آثار خود را براى وى فرستاده است تنها بعنوان « قرة العين كبير » ياد كرده و در مقدمهء ديوان تنها لقب كبير الدين را آوردهاند .
مؤلف خزينة الأصفياء بلافاصله پس از ذكر عراقى « 1 » اشارهاى مختصر به اين پسر كرده و رحلت وى را در دمشق به سال 700 نوشته است و سپس اين قطعه را در تاريخ رحلت وى نظم كرده است :
چون كبير الدين كبير الاوليا * رفت از دنيا به حق ورزيد عشق
سال ترحيلش چو جستم از خرد * گفت روشن از خرد « نور دمشق »
« نور دمشق » به حساب جمل 700 مىشود . ازين قرار وى دوازده سال پس از مرگ پدر در همان شهر دمشق درگذشته و در جوار وى او را به خاك سپردهاند . مؤلف مجمل فصيحى گفته است كه اين پسر اعور بود .
هامش
( 1 ) ج 2 ص 33 - 34