فصل
بدانكه رئيس اهل سنت شيخ ابو منصور ماتريدى و حجة الاسلام محمد غزالى مىگويند كه اصل اين هفتاد و دو مذهب كه اهل آتشند شش مذهب « 1 » : تشبيه و تعطيل و جبر و قدر و رفض و نصب .
اهل تشبيه خداى را بصفات ناسزا وصف ناسزا كردند و بمخلوقات مانند كردند .
و اهل تعطيل صفات خداى را منكر شدند « 2 » و بندگى خود را به خداوند اضافت كردند .
و اهل جبر بودن عالم را قديم مىدانند و بر اين اعتقادند كه هرگز بر طرف نخواهد شد « 3 » .
و اهل قدر خدايى خداى را به خود اضافت كردند و خود را خالق افعال خود گفتند « 4 » .
و اهل رفض در دوستى امير المؤمنين على كرم الله وجهه غلو كردند و در حق صديق و فاروق طعن كردند و گفتند كه هر كه بعد از محمد ( ص ) بلافصل با على بيعت نكرد و او را خليفه و امام ندانست از دايره ايمان بيرون رفت .
و اهل نصب در دوستى صديق و فاروق غلو كردند و در حق على طعن كردند و گفتند هر كه بعد از محمد ( ص ) با صديق بيعت نكرد و او را خليفه و امام ندانست از دايره ايمان بيرون رفت .
و هر يك از اين فرق ششگانه به دوازده فرقه شدند و هفتاد و دو فرقه جمع آمدند و جمله در آتشند به حكم لفظ نبوت كه « كلهم فى النار الا واحدة » .
پس آن واحده غير آن هفتاد و دو فرقهاند و ايشان از اهل نجاتند زيرا كه بر
هامش
( 1 ) - شش مذهب است
( 2 ) - و نهى ( كذا : ظ : نفى ) صفات خدا كردند .
( 3 ) - و اهل جبر اختيار و فعل بندگان را منكر شدند و بندگى خود را به خداوند اضافت كردند .
( 4 ) - و اهل قدر خود را خالق افعال خود گفتند