تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
أنا من أهوى و من اهوى انا نحن روحان حللنا بدنا منسوب به « حلاج » و ليس فى جبتى سوى الله از جنيد و ليس فى الدارين الا ربى از ابى العباس قصاب و سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها و
فانظر الى شجر و انظر الى حجر * و انظر الى كل شيئى ذلك الله
از « محيى الدين بن العربى » و
به زير قبه تقديس ذات مستانند * كه هرچه هست همه صورت خدا دانند
از « ابى سعيد ابى الخير » و
آن خرد بخشى كه عالم ذات اوست * جمله اكوان مصحف آيات اوست
از شيخ عطار
و اندرين خنب نيست جز يك رنگ * و اندرين خانه نيست جز يك كس
از اوحدى
و كه همه اوست هرچه هست يقين * جان و جانان و دلبر و دل و دين
از عراقى و بسيارى از سخنان مولانا جلال الدين و همچنين داستانهاى عطار ( از قبيل قصه سىمرغ و جستجوى سيمرغ در منطق الطير ) و غيره و غيره مشتق و منبعث از اين عقيده است . البته اينك مقام مقتضى بسط مقال دراين‌باره و بيان تفاوتى كه ميان اتحاد و حلول كه اعتقاد قدماء از صوفيه چون حلاج و بايزيد است با وحدت وجودى كه معتقد « ابن العربى » است نمىباشد و همچنين باز اعتقادى كه « ابن العربى » نسبت به وحدت وجود دارد با اعتقادى كه « ابن سبعين » موجد و مبتكر آنست متفاوتست . بارى همچنان كه پيشتر نيز اشاره شد مراد « نسفى » از ( اهل وحدت » عامه قائلين به « وحدت وجود » است ولى هرگاه « اصحاب نور » بگويد ظاهرا نظرش به پيروان « محيى الدين بن العربى » است و هرگاه « اصحاب نار » مىگويد نظر به « ابن سبعين » و من تبع او دارد . صفحه ( 1 ) تقيه - شك نيست كه مؤلف « تقيه » را در اينجا بدان معنى كه در علم كلام موضوع و مصطلح است استعمال نكرده است بلكه آن را بمعنى اعم و در مقابل تعصب و بمعنى پرده‌پوشى به كار برده است . اما « تقيه » موضوع در علم كلام از لحاظ وجوب و حرمت و جوار مورد اختلاف ميان مسلمين است : شيعه تقيه را براى رسول ( ص ) و امام ( ع ) جائز و براى مؤمنين در بعضى موارد واجب مىشمارند ولى اشاعره آن را بر رسول ( ص ) و امام جائز
كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 236 | عزيز الدين النسفي / احمد مهدوى دامغانى