تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانكه لطائف چيزها صفت فوق دارد و كثايف چيزها صفت تحت دارد چون جسم لطيف كه به نسبت جسم كثيف بود جسم لطيف را جاى بالاى جسم كثيف بود پس ملكوت كه به حقيقت لطيف است و ملك كه به حقيقت كثيف است بطريق الاولى ( كذا - ظ : بطريق اولى - يا - بالطريق الاولى ) عالم ملكوت فوق عالم ملك باشد . چون اين هر دو مقدمه معلوم كردى اكنون بدانكه از اين هر دو مقدمه لازم آيد كه ملكوت هر چيز سماى آن چيز باشد . [ « . . . . پس در نشأت اول از يك خواب بيدار مىشوند و در نشأت دوم از دو خواب بيدار شوند و در نشأت سيم از سه خواب بيدار شوند و در چهارم از چهار خواب بيدار شوند و در اين بيدارى با تمام پيوندند و بكمال خود رسند و خداى را به حقيقت بشناسند و معلوم كنند كه وجود و حيات خداى راست و ذات و صفات آن اوست و ملك و ملك و مال و جاه وى راست . پس در نشأت چهارم جمله بدانند كه آنچه در نشأت اول و دوم و سوم خود را دانسته‌اند نه آن بودند و آنچه خداى را شناخته‌اند نه آن بوده است و آنچه زمين و آسمان را معلوم كرده‌اند نه چنان بوده است پس در اين نشأت زمين نه اين زمين باشد و آسمان نه آن آسمان باشد كه ايشان مىدانسته‌اند اينست معنى : « يوم تبدل الارض غير الارض و السموات و برزوا للّه الواحد القهار » .

فصل

بدانكه هر كه در نشأت اول است و بصور اشياء و محسوسات زنده است و داناست چنين مىپندارد كه علم جز اين نيست و آنچه مىبايد دانستن دانست . پس نفخه اول از جهت اينست كه تا از آن غرور و پندار بميرد و از آن خواب بيدار شود و هر كه در نشأت دوم است و بصور و طبايع اشياء زنده است و دانا چنين مىپندارد كه علم جز اين نيست و آنچه مىبايد دانستن دانست پس نفخه دوم از جهت آنست كه تا از غرور و پندار بميرد و از اين خواب هم بيدار شود و هركه در نشأت سوم است و بصور طبايع و خواص اشياء زنده داناست چنين مىپندارد كه علم جز اين نيست و آنچه مىبايست دانستن دانست پس نفخه سوم به جهت آنست كه تا از اين غرور و پندار هم بميرد و از اين خواب نيز بيدار شود و هر كه در نشأت چهارم است و بصور و طبايع و خواص و حقايق اشياء زنده و داناست و بيقين و برهان و كشف دانست كه وجود يكى بيش نيست و آن وجود خدايست و به نهايت علم رسيد كه علم تا به اينجا بيش نيست چنين مىپندارد كه اين وجود را چنان كه اين وجود است دانست پس نفخه چهارم از جهت آنست كه
كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 221 | عزيز الدين النسفي / احمد مهدوى دامغانى