تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
بدانكه اصحاب نار هم دو طايفه‌اند يك طايفه مىگويند كه وجود يكى بيش نيست و آن وجود خدايست و خداى وجوديست احد حقيقى و واجبيست ازلى و ابدى و وجود او را كثرت و اجزا نيست و به غير وجود وى چيزى موجود نيست . آنگاه مىگويند كه آنچه ظاهر عالمست كه عالم اجسام و ظلمت است و مركب و منقسم و متغير و فانى است خلق خدايست و خلق خداى خيال و نمايشست و وجود ندارد الا وجود خيالى و عكسى و ظلى و به خاصيت واجب الوجود اين‌چنين مىنمايد همچون موجوداتى كه در خواب و آب و مرآت مىنمايند . و آنچه باطن عالمست كه عالم ارواح و نور است مركب و منقسم و متغير نيست خداى خلق است تعالى و تقدس و خداى خلق واجب الوجود است و وجود حقيقى وى راست . پس ظاهر عالم را كه خلق خدايست با باطن عالم كه خداى خلقست همچون ظاهر خود با باطن خود مىشناس اينست معنى : ان الله تعالى خلق آدم على صورته و اينست معنى : من عرف نفسه فقد عرف ربه و اينست معنى : ان الله تعالى خلق الخلق فى ظلمة ثم رش عليهم من نوره و اينست معنى :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ
« 1 » الآية و اينست معنى :
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
« 2 » و اينست معنى :
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
« 3 » و در قرآن و احاديث مانند اين بسيار است كه جمله دلالت مىكند كه آنچه ظاهر عالمست خلق خدايست و آنچه باطن عالمست خداى خلقست و باطن عالم كه خداى خلقست به مثابه چراغ است و ظاهر كه خلق خدايست به مثابه مشكات يا چنين گوى كه باطن عالم به مثابه شمعست و ظاهر عالم به مثابه آينه‌هاست . يا خود چنين گوى كه باطن عالم نور است و ظاهر به مثابه دريچه‌ها و نور دايم سر از دريچه‌ها بيرون كرده است و مىگويد و مىشنود و مىبيند .
هامش
( 1 ) - نور 35 ( 2 ) - زمر 69 ( 3 ) - حجر 29
كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 155 | عزيز الدين النسفي / احمد مهدوى دامغانى