تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
يك روز يا دو روز بماند و مانند اين . و بعضى كس را مزاج ضعيف باشد و مزاج ضعيف بفرح و ذوق مفرط و بخوف و رنج مفرط از حال خود بگردد و روح از بيرون روى به اندرون نهد و در اندرون جمع آيد و حواس معزول گردند و اطراف سرد شود و به مرگ نزديك گردد . بلكه بعضى مزاجها باشد كه به اين دو سبب هلاك شود چون مزاج رنجوران و مزاج زنان . و علامت آن حال كه فكر قوى است آنست كه اصوات و حركات نامعهود از وى در وجود نيايد و بايد كه چيزى ( كذا - شايد : و به اندك چيزى ) كه ظاهر شود به خود بازآيند مانند آن‌كسىكه با وى سخن گويند يا او را بجنبانند - و علامت آنكه حال سبب ضعف مزاجست آنست كه اصوات و حركات نامعهود از وى در وجود آيد و با اين چيزها كه گفته شد بازنيايد هرچند كه او را بجنبانند و ازار دهند ( كذا - شايد : آواز دهند ) بىخبر باشد و بيشتر درويشان كه در سماع گريند و فرياد كنند و از ايشان حركات نامعهود سر زند و در دست و پاى ايشان تشنج پيدا آيد و كژ شود سبب آن ضعف مزاج باشد و اين را حال و مقام نام نهند و آلت و دست‌افزار شيخى كنند و اين بيچاره اين‌چنين كسان بسيار ديده و مىبيند .

باب در سخن اهل وحدت در بيان حال كه درويشان را در ميان سماع و وعظ پيدا آيد

بدانك اهل وحدت مىگويند كه سبب حال يك چيز است و همانست كه روح از بيرون روى به اندرون نهد و در اندرون رود بدين سبب حواس ظاهر از عمل خود معزول گردند مانند خواب و وقت باشد كه روح چون در اندرون رود در يك موضع جمع آيد و بدين سبب اطراف سرد شود مانند غشى و در اندرون رفتن روح را چهار سبب است يكى تعب « 1 » و خستگى و ملالتست و اين نوع را خواب مىگويند دوم فكر قويست و اين نوع را حال ولى مع الله وقت
هامش
( 1 ) - كذا فى النسختين - شايد نصب - و نصب بفتحين يعنى خستگى . و آيه شريفه :« لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ »نيز به همين معنى است .
كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 140 | عزيز الدين النسفي / احمد مهدوى دامغانى