چو خود را صاف بيند بداند كه اوّل من چنين صاف بودهام به يقين و بداند كه آن تيرگىها و رنگها عارضى بود . يادش آيد حالتى كه پيش ازين عوارض بود و بگويد كه
هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ
« * » پس انبيا و اوليا « 1 » مذكّران باشند او را از حالت پيشين ، نه آنكه « 2 » در جوهر او چيزى نو نهند 83 .
اكنون هر آب تيره كه آن آب بزرگ را شناخت كه من ازويم و از آن ويم ، درآميخت و اين آب « 3 » تيره كه آن آب را نشناخت و او را غير خود ديد و غير جنس ديد پناه به رنگها و تيرگىها گرفت تا با بحر نياميزد و از آميزش بحر دور تر شود چنانكه فرمود فما تعارف منها 84 ايتلف و ما تناكر منها اختلف و ازين فرمود
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
« 4 » ؛ يعنى كه آب بزرگ كه جنس « 5 » آب خرد است و از نفس اوست و از گوهر اوست و آنچ او را از نفس خود نمىبيند آن تناكر از نفس آب نيست قرين بدى است با آب كه عكس آن قرين برين آب مىزند و او « 6 » نمىداند كه رميدن من ازين آب بزرگ و بحر از نفس من است يا از عكس اين قرين « 7 » بد ، از غايت آميزش . چنانكه گل خوار نداند كه ميل من به گل از طبيعت من است يا از علّتى كه با طبع من درآميخته است .
بدانك هر بيتى و حديثى و آيتى كه به استشهاد آرند همچون دو شاهد و دو گواهست « 8 » واقف بر گواهىهاى مختلف . به هر مقامى گواهى دهند مناسب آن مقام ، چنانكه دو گواه باشند بر وقف خانهاى و همين « 9 » دو گواه گواهند بر بيع و دكّانى و همين دو گواه گواهند بر نكاحى ، در هر قضيّه كه حاضر شوند بر وفق آن گواهى دهند . صورت گواه همان باشد و معنى ديگر نفعنا اللّه « 10 » و ايّاكم اللون لون الدّم و الرّيح ريح المسك 85 .
هامش
( * ) . سورهء بقره آيهء 25
( 1 ) . پس پيغامبران اوليا
( 2 ) . ح : زانكه
( 3 ) . ح : و آن آب
( 4 ) . سورهء توبه آيهء 128
( 5 ) . ح : از جنس
( 6 ) . ح : او ( بدون واو )
( 7 ) . ح : آن قرين
( 8 ) . ح : گواست
( 9 ) . ح : و همچنان
( 10 ) . ح : و نفعنا اللّه