بار ديگر ما به قصّه آمديم * ما ازين قصّه برون خود كى شديم
( ص 40 س 24 )
( 44 ) ص 29 ، س 9 ، « ابيت عند ربى الخ » حديث نبوى است و به وجوه و طرق مختلف در صحيح مسلم و بخارى نقل شده و اينك به ذكر يكى از صور روايت كه به متن فيه ما فيه نزديكتر است اقتصار مىكنيم بعد حذف الاسناد .
عن ابى هريرة قال قال رسول اللّه صم ايّاكم و الوصال قالوا فانّك تواصل يا رسول اللّه قال انكم لستم فى ذلك مثلى انّى ابيت يطعمنى ربّى و يقينى فاكلفوا من الاعمال ما تطيقون .
صحيح مسلم چاپ مصر ( مطبعهء محمد على صبيح و اولاده ) ج 3 ، ص 133 - 134 صحيح بخارى چاپ مصر ج 4 ص 118 جامع صغير چاپ مصر ج 1 ص 115 .
در مثنوى نيز اين حديث وارد است بدينطريق :
چون ابيت عند ربى فاش شد * يطعم و يسقى كنايت ز آش شد
( ص 97 س 8 )
يا ابيت عند ربّى خواندى * در دل درياى آتش راندى
( ص 600 س 14 )
( 45 ) س 11 ، « آخر اين اسب تن تست الخ » نظير اين تمثيل در مثنوى گويد .
اشتر آمد اين وجود خار خوار * مصطفى زادى برين اشتر سوار
اشترا تنگ گلى بر پشت تست * كز نسيمش در تو صد گلزار رست
ميل تو سوى مغيلانست و ريگ * تا چه گل چينى ز خار مرده ريگ
( ص 51 س 28 )
و اصل اين تمثيل از غزالى است كه گويد « اذا النّفس كالفارس و البدن كالفرس » احياء علوم الدين طبع مصر ج 1 ، ص 65 .
( 46 ) س 16 ، « همچنانك مجنون الخ » اين قصّه را مولانا در مثنوى ( ص 364 ) سخت نيكو به نظم آورده است .
( 47 ) س آخر ، اين بيت جزو قصيدهيى است از عروة بن حزام كه از متيّمين شعراء عرب است مشتمل بر 84 بيت و مطلعش اين است :