مصطفى فرمود در وقت وضو كه « نماز درست نيست الّا به اين وضو . » مقصود آن نباشد معيّن و الّا بايستى كه نماز هيچكس درست نبودى ، چون شرط صحّت صلات ، وضوى مصطفى بودى ، بس . الّا غرض آن است كه هركه جنس اين وضو نكند ، نمازش درست نباشد . چنانك گويند كه « اين طبق گلنار است . » چه معنى ؟ يعنى كه گلنار همين است بس ؟ نى ، بلكه اين جنس گلنارست .
روستايى به شهر آمد و مهمان شهريى شد . شهرى او را حلوا آورد و روستايى به اشتها بخورد آن را . گفت « اى شهرى من شب و روز به گزر 351 خوردن آموخته بودم ، اين ساعت طعم حلوا چشيدم ، لذّت گزر از چشمم افتاد . اكنون هربارى حلوا نخواهم يافتن و آنچه داشتم بر دلم سرد شد . چه چاره كنم ؟ » چون روستايى حلوا چشيد بعد از اين ميل شهر كند زيرا شهرى دلش را برد ، ناچار در پى دل بيايد .
بعضى باشند كه سلام دهند و از سلام ايشان بوى دود آيد و بعضى باشند كه سلام دهند و از سلام ايشان بوى مشك آيد . اين كسى دريابد كه او را مشامى باشد . يار را مىبايد امتحان كردن تا آخر پشيمانى نباشد . سنّت حقّ اين است ابدأ بنفسك . نفس نيز اگر دعوى بندگى كند بىامتحان ازو قبول مكن . در وضو آب را در بينى مىبرند ، بعد از آن مىچشند . به مجرّد ديدن قناعت نمىكنند . يعنى شايد صورت آب برجا باشد و طعم و بويش متغيّر باشد . اين امتحان است جهت صحّت آبى . آنگه بعد از امتحان به رو مىبرند هرچه تو در دل پنهان دارى از نيك و بد حق تعالى آن را بر ظاهر تو پيدا گرداند . هرچه بيخ درخت پنهان مىخورد اثر آن در شاخ و برگ ظاهر مىشود .
سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ
« * » . و قوله تعالى ،
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ
« * * » اگر هركسى بر ضمير تو مطّلع نشود رنگ روى خود را چه خواهى كردن ؟
هامش
( * ) سورهء فتح آيهء 29
( * * ) سورهء قلم آيهء 16