تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
سَخَّرَها لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ
« * » من قرار داده بودم كه نيكو باشم و هيچ كس را نرنجانم و بدى هيچ نينديشم مادر شعيب 253 مرا بسيارى بيهوده‌ها گفت عاقبت من بخشم شدم و چيزيش گفتم و همه شب در رنجورى بودم .
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها
يعنى مقصود از حكمت و قرآن تجربه‌ها و قرار دادن صبر كردن تقوى است چون جنگ پديد آيد صبر كنى .
إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« * » را فراموش مكن گفتم مقصود از حكمها سلامتى خود مىخواهيد و يا سلامتى و نيكوخواهى مسلمانان و هيچ قرار نمىدهيد رنج خود تحمل كردن از بهر دين و اگرچه قرار مىدهيد چون بوقت رنج مىرسيد سپر صبر مىبيفكنيت و مىبگريزيد چنان باشد كه دست و پاى بگشايى در جايى كه جنگ بايد كرد نيكو جنگ كنى و موضعى كه نبايد كردن نيكو دست و پاى خود بربندى هزار دشنامت بدهند از جاى نروى و فحش نگويى و آن عبارت از صبر باشد جامهء دينى چنين بافند يكى بند را ببافى و يك مقدّمه را ترك گويى دانى كه بافته نشود و نيكو نيايد چون جنگ نمىتوانى كردن بارى خود را نيك بربند كه در وقتى كه كسى ترا برنجاند و درجنباند دست و پاى را نگشايى و دربند صبر همچنان بدارى نه چون كاروانى كه همه سلاحها بر خود راست كند چون دزد بيرون آيد همه سلاح و متاع بوى دهند چون دزد رنج بيرون آيد سپر صبر بوى دهى و يا چون كسانى كه ميتينها بر گردن نهند و پاره‌پاره از كان مىكنند چون برگ لعل خواهند رسيدن ميتين بيفكنند و بروند تو نيز پاره‌پاره صبر كنى كه مقطع خصومت و فحش است و سبب درجات خواهد بودن چون بدين رگ برسى سپر صبر بيفكنى و به روى ، مقصود ازين سلاح و صبر آنست كه چون جنگى بيرون آيد نه دينى كه گوشت و پوست حكمت و قرآن و پشم تسابيح اين به حضرت قبولى نيابد
وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى
هامش
( * ) قرآن كريم ، 22 / 37 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 71 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر