تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
چيزى بدست آيد بيخ وى را زير خاك نمناك نهان كنند باز بعد از پنج يا شش روز آبش دهند باز چون برآيد از زمين هر پانزده روز آبش دهند و آب وى چنان دهند كه برگهاى وى [ زير ] آب نشود و هر دوسالى چون در زمين پير شود باز در زمين ديگر نهالى نشانند تازه برآيد و انبوه شود و او را در همه وقت توانند كاشتن و لكن چون پشم برند در آخر تيرماه 119 او ناچيز شود و در زمين نهان شود تا فصل بهار باز برآمدن گيرد و تره را در ميان وى نكارند كه وى باقيمت‌تر بود چون جنسهاء خضر را در ميان يكدگر « 1 » نشانى قوّت يكديگر را كم كنند و چون تنهاشان كارى نغزتر برآيد ، اما ديگر خضراوات را اصل تخم باشد گندنا و پياز و سير را بايد كه آب چندانى دهى كه زير آب شوند و باز سرما و گرما را تحمّل كنند همه سال نتواند بودن امّا هند با طاقت گرماء تابستان نتواند بردن و با تنگان 120 « 2 » وقت كاشتنش از اوّل بهار تا آخر تيرماه شش ماه پيوسته اگر در آخر تير ماهش كارى كه ده روز مانده باشد برآيد و بردهد و لكن اندكى شكفد بخلاف آنك از اوّل بهارش نشانده باشى ، چون مدتى آب خوردن و پرورش يافتن بيش يابد بسيارتر شكفد و بسيارتر بار دهد و هرگز نشكفد نه‌بندد 121 و هرآينه شكوفهء او با تنگان « 2 » گردد . گياهيست كه خونج 122 گويند او قوّت كاشتها كم كند چنانك اسب غول 123 و خفج 124 و فرزد 125 و خار ، پيوسته خو مىكند مگر نزديك بوقت پشم زدن چو سرما ايشان را نيست خواهد كردن خو نكنند و اين خونج هرچند مىبرند بيخ وى زود سر بر مىزند بعد از دو روز و فرزد را گويند كه شش ماه پيش آفتاب نهى مرا ، باز چند روزى آب بر من زنى من سبز شوم و برويم امّا اين دگرها را چون برگ برى او كم‌قوّت شود و خضراوات را زيان ندارد . وجود و جامه و جبّه همه بر مردم بىكار بار شود ب اللّه خيال « 3 » مشغول شو كه
هامش
( 1 ) - در اصل چنين نوشته‌اند : چون جنسهاء ديگر را در ميان خضر - بعد بر روى آن خط كشيده و عبارت متن را بالاى آن نوشته‌اند . ( 2 ) - در هر دو مورد طوريست كه : با تنكران - هم مىتوان خواند . ( 3 ) - ظ : چنان .