تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
هم اين جهان را مىبينم هم آن جهان را مىبينم .
أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
« 1 » دنيا و آخرت تراست و من نيك عاشق آخرت گشته‌ام از آنم بهره‌مند گردان و جانم بردار كه صبرم نماند باز تأمّل كردم كه دل بر چه نهم و چه چيز را بر زبان دارم و دم بكدام نيت زنم گفتم كه نظر كنم بر همه خوشيهاى اين جهانى و آن جهانى و خواب و راحت و مزها و هست شدن بعد از نيستيها ديدم اللّه همين صفات است كه ياد كرده شد و آنكه دم مىزنم بر نيّت ذكر اللّه هم اللّه است باز روح آدمى را نظر مىكنم گويى كه انديشه‌هاى پراكنده و نظرهاى پراكنده است كه چون ديگ مىجوشد و بس . و اين صفات روح آدمى مغلوب بدانست كه آنچه ياد كرده شد از خوشيها و تغيير چيزها و نيست شدن و هست شدن و خواب و راحت كه اللّه همين صفات است و اين معانى موجود است بذكر اللّه و باز اين معانى روشن به گفتار و لا إله غيرك مىشود يعنى اى اللّه خوشيها [ ى ] هر دو جهانى بجز از تو از كسى حاصل نشود و هست شدن بعد از نيستى بجز از تو از كسى ديگر نباشد . گفتم اى اللّه مرا هرچه بايد از تو طلبم كه خواست همه را و رزق همه را تو مىدهى و به‌هرحال همه را تو دايهء كه
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها
« 2 » و من نيز از اللّه به حالت وحشت رزق موانست مىخواهم و از اللّه مىخواهم تا مرا از ذات خود صورت موانست دهد و در حال تقاضاهاى شهوت از اللّه روزيى محلّ شهوت مىطلبم و از اللّه مىخواهم تا مرا هم از ذات خود صورتى دهد در قضاى شهوت و در وقت مجاعت روزى غذا مىطلبم هم از ذات اللّه تا مرا صورت غذا دهد هم از ذات خود و مىگويم كه اى اللّه چو مالكم توى من به كه بازگردم و هرچه طلبم از كه طلبم و در وقت بىكارى از اللّه روزى يارى مىطلبم تا بر در او روم و بر او درآويزم و گرد او گردان شوم و در وقت نماز روزى تعظيم از اللّه مىطلبم و تن خود را فربه مىدارم ازين نعمتها كه گفتم و نعمت من و روزى من كه از اللّه مىطلبم اينست . اكنون چون اللّه را به شادى و خوشى و فرح ياد مىكنم عجايبهاى او را مىبينم و چون
هامش
( 1 ) همان سوره و آيه . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 11 آيهء 6 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 28 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر