در اين نسخه فقط دو غزل تكرار شده است : اوّل غزل « تا چشم برندوزى از هر چه در جهانست » كه يكبار در صفحهء 68 و بار ديگر در صفحهء 178 آمده است .
تعداد ابيات در هر دو يكى است فقط در ص 68 اين مصراع « ليكن چو با خود آيد در خود كند نگاهى » در صفحهء 278 « چو با خود آيد » « چو باهش آيد » است .
دوم غزل :
صبحدم با جام تا شام اى غلام * تازه گردان جانم از جام اى غلام
يكبار به صورتى كه مذكور افتاد در صفحهء 98 آمده و بار ديگر با تغيير مصراع اول در صفحهء 272 آمده است بدين ترتيب :
خورد شب بر صبحدم شام اى غلام * تازه گردان جانم از جام اى غلام
و بعضى كلمات نيز اختلاف پيدا كرده است بدين قرار : در صفحهء 98 « صبحدم شد » و در 272 « صبحدم زد » در 98 « دانه در دام » در 272 « مانده در دام » در 98 « چند باشى در ميان خرقه گبر » در 272 « چند و چند اندر ميان خرقه گبر » در 98 « بىسر و بن شو » در 272 « بىسروپا پا شو » در 98 « يا مشو در مسجد » در 272 « يا
هامش
گر ببيند نور حق خود چه غمست * در وصال حق دو ديده كى كمست( مثنوى نيكلسن : دو ديده چه كمست ) كه در ذيل عنوان « ترسانيدن شخصى زاهدى را از گريستن » كه همان « ترسانيدن شخصى زاهدى را كه كم گرى تا كور نشوى » باشد آمده است .
و اولين بيت در حاشيهء صفحه 299 :ور نخواهد ديد از حق نور و ضو * اين چنين چشم شقى گو كور شو( در مثنوى نيكلسن : ور نخواهد ديد حق را گو برو ) و اين دو بيت در مثنوى پشت سر هم قرار دارد . آخرين بيت مثنوى در حاشيهء صفحه 300 :اين چنين گستاخ از آن مىخاردم * كو درين شب گاو خود پنداردمدر حاشيهء كتاب در ذيل عنوان « روستايى كه گاو بر آخر بست » آمده كه همان داستان « خاريدن روستايى به تاريكى شير را به ظن آنكه گاو است » باشد آمده است ، و اولين بيت حاشيه در صفحهء 243 .تو جگربندى ميان گربگان * اندر اندازى و جويى زان نشانمربوط به داستان « فروختن صوفيان بهيمهء مسافر را جهت سماع » مىباشد و حكايت مىكند كه در اينجا نيز يك ورق ساقط شده است .