تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة مقدمه 44

مساهمون:

صمقدمه ٤٤
با وجود آنكه در صفحهء 261 كاتب نسخه را تمام شده تلقّى مىكند و از اول كتاب تا به اين صفحه نسخه دست نخورده و بىعيب است و در هيچ جا به ظاهر افتادگى ندارد و كاتب قصد داشته است قصايد را در تتمهء ديوان بنويسد ، معلوم نيست بچه جهت در اين 25 صفحه كه از آخر كتاب باقى مانده است 30 غزل و دو قصيدهء ديگر را درج كرده است . صفحهء 262 بدين ترتيب با اين غزل شروع مىشود . و له
آتش سوداى تو عالم جان درگرفت * سوز دل عاشقانت هر دو جهان درگرفت
و آخرين صفحهء كتاب با سه بيت اول اين غزل كه از شاهكارهاى عطّار است و متأسفانه مابقى غزل در نسخ ديگر بدست نيامد پايان مىپذيرد .
كجاييد اى سراندازان كه آن هشيار مست آمد * ز جانها نزل پيش آريد كان جانان بدست آمد
اگر هشيارتر باشيد بگريزيد از پيشش * كه چشم مست خون ريزش كشيده تير دست آمد
مترسيد ار كسى گويد كه باز آن مست دوشينه * كه گرد ميكده مىگشت و درها مىشكست آمد
علاوه بر غزل نامبرده سه غزل زير نيز كه در سه نسخهء قديمى و معتبر ( سل و فر و مه ) يافت نشد از روى اين نسخه نقل شده است :
تو مىدانى كه در كار تو چون مضطر فروماندم .
بيا تا رند هر جايى بباشيم .
تا با غم عشق آشنا گشتيم .