بنام خداوند بخشندهء مهربان
مقدمه
در سال 1327 شمسى چهارده سال پيش بمناسبتى تعدادى از نفيسترين كتب خطّى كتابخانهء مجلس در قفسهاى جداگانه جا داشت .
در آن ايام نگارندهء اين سطور معاون كتابخانه بود و مىبايست كتب قفسهء نامبرده را بازديد كند و تحويل بگيرد .
باتفاق همكار باارزش و دوست بسيار عزيز خود مرحوم حسين امين « 1 » مداد و كاغذى بدست گرفت و در قفسهء نامبرده را كه در حقيقت گنجينهاى از جواهرات كمياب و بسيار گرانبها بود گشود « 2 » .
بازديد آن همه كتاب قيمتى و نفيس كه همه در كنار هم قرار گرفته بود و همچون قطعاتى از زمرّد و الماس مىدرخشيد بيننده را مبهوت مىساخت و « ديده
هامش
( 1 ) - مرحوم حسين امين از اعضاى قديمى كتابخانهء مجلس بود كه از زمان اولين رئيس كتابخانه مرحوم اعتصام الملك چون ذخيرهء گرانبهايى براى كتابخانهء مجلس باقى مانده بود . مرحوم امين با كتب خطى كتابخانهء مجلس آشنايى كامل داشت و با كمال دلسوزى از آنها مراقبت مىنمود .
مردى خوشقلب و مهربان بود و براى نگارنده دوستى بسيار صميمى و فداكار بود افسوس كه در 27 آبان 1331 شمسى در جوانى بسن چهل و شش سالگى برحمت ايزدى پيوست ، خدايش رحمت كناد ، در كتابخانهء مجلس جايش هميشه خالى است .
( 2 ) - گنجينهء نامبرده در تاريخ يازدهم آبان 1327 گشوده شد .