تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
و در ممالك حق سبحانه و تعالى از زر و جواهر قيمتى كه به نزديك خلق عزيز است عزيزتر شده و بعضى ازيشان از اصحاب فراست و كرامت گشته 9 -
B
طريقت و حقيقت 10 -
B
لعل شود و مرواريد آب گردد 11 -
A
خواندم :
B
گفته آمد 12 -
B
به نسبت اين‌ها چه عجب باشد و باللّه العون و التوفيق 15 -
B
او را از كوه 19 -
B
نكرده‌اند و نتوانسته‌اند كه كنند 20 -
B
علما و حكما آن را ديده‌اند و جمله پسنديده‌اند و قبول كرده و بر آن تحسين‌ها كرده‌اند و ثناها گفته ص 327 : 1 -
B
و آب مرواريد كردن 2 -
B
در حق پدرم 6 -
B
كمترين ايشان در علم و عمل و فضل نويسندهء اين 10 -
B
بسيارى ديگر بگريست و گفت كه 10 -
B
تقرير كرديد هيچ نتوان گفت و بر اين هيچ مزيدى 11 -
B
هيچ روى انكارى نيست 11 -
B
مجالى نيست 12 -
B
و اللّه هادى للصواب و اليه المرجع و المآب 14 -
B
انس التائبين 16 -
B
سمرقندى ص 328 : 1 -
A
دويم :
B
سيم 2 -
A
سيم :
B
دويم 7 -
A
قدس اللّه ارواحهم :
B
- 9 -
B
ابو الخير بود و پير شيخ ابو سعيد ابو الخير شيخ ابو الفضل حسن بود و پير شيخ ابو الفضل حسن ابو نصر سراج 10 -
B
خواندندى 11 -
B
شيخ جنيد 11 -
B
شيخ سرى 12 -
A
و او :
B
و شيخ داود طائى 13 -
B
شيخ حبيب ( هر دو بار ) 13 -
B
امام حسن بصرى بود و امام حسن 14 -
B
اسد اللّه الغالب امير المؤمنين و امام المتقين امير المؤمنين على بن ابى طالب كرم اللّه وجهه و رضى عنه 14 -
B
سرور كائنات و سيد موجودات 15 -
B
بود عليه الصلاة و السلام ص 331 : 1 -
A
قطب . . . ثم الجامى :
2 A
- 2 -
B
على قاطبة الامم 2 -
B
ابى نصر معين الحق و الدين 5 -
A B
مصطفى . . . تن منست :
2 A
- 7 -
2 A
السلام . و او مىگويد كه حسب من معاملت دل من است و نسب من معاملت تن من است 7 -
2 A
پس اخلاق همه پيغمبران 7 -
2 A
كه همه جمع شوند 8 -
2 A
آيند 9 -
A
چيز :
2 A
خيرى ،
B
چيزى ص 332 : 1 -
A B
چون . . . اخلاق :
2 A
- 2 -
2 A
آمد و از آن مكارم اخلاقى كه در هر پيغامبرى يكى بود چون نوبت بمصطفى آمد آن همه رنگ مكارم اخلاقى درو جمع آمد 2 -
2 A
آنگاه گفتند 3 -
2 A
اى كسانى ،
B
اى آن كسانى 3 -
A 2 A
- در هفت آسمان و زمين خلقى و معاملتى :
B
- 5 -
A B
قوله تعالى :
2 A
- 6 -
2 A
بيست و چهار 6 -
2 A
اعظم 8 -
2 A
عليه السلام 9 -
B
مصطفى گويد 11 -
2 A
بكل در ملكوت 13 -
2 A
خزينهاى خلق 13 -
2 A
نيست و مملكت مكارم او را غايت نيست و شاهى و بزرگوارى بو صافى حاجت و اوليت و آخريت او را پيدائى نيست 14 -
2 A
چون بشريعت او نگرى طراوت او را نهايت نيست و چون بذات او نگرى كمال اخلاق او را بدايت و غايت نيست ، خلق جملهء انبيا غرق است در جمال اخلاق و تجلى افعال او 16 -
A B
اللهم :
2 A
- 17 -
A B
يوم القيامة :
2 A
- 17 -
2 A
كه