چاكر و مريد اويم . چون اين بشنيد از سر سنگ فرود آمد و چشمهاى من ببوسيد و گفت : خنك چشمهاى تو كه شيخ روزبهان را ديده است .
چون به شيراز رسيدم ، با هزاران شوق و ذوق آهنگ حضرت شيخ كردم ، چون به رباط آمدم شيخ در حجرات نشسته بود . شرف دستبوسى دريافتم . مرا گفت : ابو الفرج آن ترك دوست ما چون يافتى ؟ فرياد از نهادم برآمد ، گفتم : اين از آن عجبتر . در قدم شيخ افتادم و حال باز گفتم . مريدان را وجدها و ذوقها حاصل شد .
بعد از مدتى عزم آن طرف داشتم . به خدمت شيخ آمدم . حال عرضه داشتم كه : مشايخ آن طرف ، چه اهل خراسان و چه تركستان ، همه مشتاق حضرت تواند و خواهان سخن تو . شيخ اين رساله بساخت ، من بدان طرف بردم » .
براى تصحيح و مقابله اين رساله از چهار نسخه خطى زير استفاده شده است :
نسخه الف مجموعهء رسائل خطى مشتمل بر حدود 37 جلد كتاب عرفانى متعلق به كتابخانه خانقاه نعمتاللّهى كه به سال 817 - 822 هجرى قمرى به خط اسعد بن احمد بن محمد الكاتب نگاشته شده است .
نسخه ب مجموعهاى است خطى به قطع 5 / 17 * 12 سانتيمتر كه به سال 877 هجرى به خط درويش على بن ابو سعيد الكججى نوشته شده است . اين نسخه متعلق به كتابخانه ملى پاريس است و آقاى دوميراس
) Demiras (
كه دوستدار عرفان و دوست ما است فتوكپى آن را تهيه و به فقير مرحمت كرد .