ننگ « 1 » و نفاق برنيارم « 2 » . پس گفت : « وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ . » « 1 - » گفت : بيشتر از ايشان آنانند كى ايمان نيارند ، تا سر به گريبان شرك « 3 » و طغيان برنيارند . ابن عباس گويد رضى اللّه عنه « 4 » : معنيش آنست كى اگر ببعضى از قرآن اقرار دهند و بعضى را از احكام او انكار كنند ، آن اقرار كى ببعضى بيارند بانكار بعضى سود ندارد . عكرمه گويد : آن چنان بود كى ياران رسول عليه السلم « 5 » از مشركان پرسيدند « 6 » كى آسمان كى آفريد ؟ گفتند : خداى . گفتند : چرا نگرويد ؟ گفتندى « 7 » : بتان نيز هنباز اويند و در تسبيب « 8 » و كارها مشير و همراز اويند « 9 » . و در وقت طواف « 10 » مىگفتندى « 11 » : « اللهم لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك تملكه و لا « 12 » ملك . » و بدين آيت « 13 » بت « 14 » را خواستندى . ملك تعالى « 15 » برين آيت بريشان « 16 » رد كرد گفت : اگر بر وجود « 17 » [ من ] مقرّ آيند « 18 » ، بوحدانيت من منكر آيند « 19 » . و آن كس كى بوجود ما اقرار دهد « 20 » پس به وحدانيّت من منكر بود « 21 » ، ايمان او نه ايمان بود بلك عين كفر و طغيان بود . پس گفت : « أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ . » « 2 - »
نظيره « 22 » :
« أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ . » « 3 - » ايمن گشتيد از عذاب ما . مىنترسيد « 23 » كى ناگاه عذاب ما درآيد يا صبح روز رستخيز برآيد ؟ و ايشان « 24 »