در حاشيهء برگ 96 ب نيز چنين اشارتى آمده است :
« فى منتصف صفر سنهء احد عشر سبعمائة تمت به خط عبد ضعيف جبريل بن محمد بن اسلام بن ايمان بن مؤمن رحمهم اللّه عليهم . »
اين نسخه به غايت مضبوط و جالب است . نكتههاى املايى و شيوهء خط آن را اختصاصاتى است كه در زير برشمرده مىشود :
1 - پ و چ و گ را به شيوهء ديرينهء ب و ج و ك مىنويسد . گاه بر سر « ك » سه نقطه مىافزايد .
2 - در همهء موارد دال و ذال را رعايت مىكند .
3 - « كه » موصول و ربط را در بيشتر موارد « كى » مىنويسد . از اين شيوه در چاپ پيروى شد .
4 - هاى غير ملفوظ را در پايان كلماتى چون : چنانك . آنچ . آنك . هرچ .
هرك انداخته است .
5 - همزهء « است » را به هنگام پيوستن به كلمهء پيشين در بيشتر موارد مىاندازد :
مثالست . روزيست . رسالتست .
ولى در هنگام اتصال به كلماتى كه به هاى غير ملفوظ پايان مىپذيرد ، اگر فعل باشد ، همزه را محفوظ مىدارد : گشته است . رسيده است .
6 - واژههاى تازى و فارسى را كه به الف پايان مىپذيرد ، در حالت اضافه عموما به صورت همزه ، و در حالت توصيف به صورت ى نوشته است :
كبرياء ، سرهاء ايشان ، بلاء سر ، درختهاى افراشته ، اژدهاى دمنده .
7 - « مى » استمرار و مضارع را بر سر افعال غالبا جدا مىنويسد : مىرود ، مىنهفت ، مىگويد ، مىبرند .
8 - همزهء بعد از الف را به شكل يا مىنويسد : حبايل ، سايل ، مايل .
9 - حرف اضافهء « به » را كه بر سر اسم و قيد مىآيد ، پيوسته مىنويسد : بخواب ، بهيكبار ، بمعنى .
10 - ياى نكره و خطاب كلمات فارسى را كه به هاى غير ملفوظ ختم مىشود به صورت همزه مىنويسد :
ديوانهء ، فرشتهء ، قصهء ، بگذاشتهء ، پنداشتهء ، برافراشتهء . به جاى : ديوانهاى .
فرشتهاى . . .
11 - هاى غير ملفوظ واژهها را به هنگام پيوستن به علامت جمع « ها » حذف مىكند : شاخها ، چشمها ، پروانها .
12 - گويى ، جويى ، و همانندههاى آن را « گوى ، جوى . . . » مىنويسد .
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 17
مساهمون: محمد روشن
صمقدمهء مصحح ١٧