تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة مقدمهء مصحح 23

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٢٣
نكشيد ، كام جانش حلاوت سخنان او نچشيد . و بالجمله شناخت سخنان او و حلّ كتب و رموزات او موقوف است بر شناخت نفس ، و اكثر علما و حكما را از آن خبرى نيست مگر بنادر كه در هر « 1 » عصرى يكى ظاهر شود . ( 5 ) بتحقيق كه من مسافرت بسيار كردم و تفحّص « 2 » بيشمار نمودم از علم بحقيقت و شناخت نفس ، نيافتم كسى را كه او را از آن عالم چيزى و از آن نواحى امرى حاصل باشد ، چه جاى شناخت مراتب و حقايقى كه بمراتب بسى « 3 » اقدس و اعلى و الطف « 4 » و اصفى از نفس « 5 » باشد ! و از اين رهگذر چو من عاجز شدند از فهم كلام او ، طعن بر او روا داشتند و آن را سخريّت و استهزاء پنداشتند ، چنانچه جمعى معاصرين حكما كه مشهور و ظاهر بودند بر عامّه بفضل و جمعيت علوم گمان داشتند كه حكمت او مبتنى بر اصلى نيست . و نمىدانم كه هر گاه حكمت او مبتنى بر اصول وهميّه و مبانى خياليّه باشد پس حكمت چه كس مبتنى بر قواعد صحيحه و ضوابط شريفه خواهد بود ؟ و ايشان معذورند از رهگذر نفهميدن سخنان او . وجه صعوبت ، آنكه مذكور شد . ( 6 ) و من نيز از عنفوان شباب « 6 » با ايشان موافقت داشتم در تزييف سخنان او و عدم التفات بجانب آن تا آنكه حبّ تجريد بر من غالب آمد ، سفر گزيدم ، فيض قدسى مرا دريافت ، شناخت نفس را بر من آسان ساخت ، در آن هنگام حلّ كلام و رموزات او بر من مشخّص گشت و بر جميع اسرار و خفاياى آن واقف شدم در اندك زمانى . پس نظر
هامش
( 1 ) هر : -F )كل دهرA (( 2 ) تفحص : تصفحتF( 3 ) بسى : سىF , - A( 4 ) و الطف : الطفA , - A( 5 ) از نفس : و نفسF , - A( 6 ) عنفوان شباب : شبابF