حيلت و جبلت « 1 » به گفتن
« إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي »
مغرور شد .
اين سالك خود از اين عقبات خطرات بگذراند و از چنين دريا به كرانه برد . و از آهنگ اين نهنگ بگريزد ، و در حبل متين كلام ربانى « 2 » آويزد ، و امر
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً »
را امتثال نمايد . و كلمهء
« إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي »
ورد روزگار خود سازد ، و از گفت ما و من خود را از كارگاه بپردازد ، و از ديدن سرمايه گردن بيفرازد و نبازد ، تا در اين ورطهء خطرناك گرفتار نشود « 3 » .
« وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ »
« 4 » . بر پى هوا نرود ، تا فذلك حرمان « 5 » بر جريدهء جريمهء وى زنند ، و از آن رقم اين آيد كه
« فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ »
« 6 » چه بيشتر اولاد ابو البشر روز محشر با هزار شور و شر از در هوا در هاويه شوند ، تا جماعتى از ايشان در هواى نقد افتادند ، از بىباكى و ناپاكى حلالى و پاكى بگذاشتند ، مشغول جامه « 7 » و جام و غلام و حطام « 8 » و مركب و ستام شدند از نام و نامهء حق تعالى روى بتافتند ، چربى طعمه و بزرگى لقمه لذت ساختند « 9 » ، تا خود را به آتش دوزخ انداختند ، حطب جهنم شدند ، حضرت عزت از سيرت بىبصيرت
هامش
( 1 ) - ه با چندان خدمت و عبادت
( 2 ) - آ : با آن
( 3 ) - ك : تا آن همه حيلت انما اوتيته على علم عندى گفت مقهور و مخذول شد خود را از اين عقبات خطرات بگذراند و از آهنگ اين نهنگ پرهيز كند ، و حبل متين و راه دين را دست بركند مطيعا سميعا ممتلا لقوله تعالى« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً »و كلمه« إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي »ورد روزگار خويش دارد تا از گفتن ما و من خود را شكارگاهى و كارگاهى نپردازد در ورطهء و كذلك
( 4 ) - در نسخه اصلى در آخر آيه افزوده شده( إِنَّ رَبَّهُمْ )و در نسخه ه از آيه فقط( وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ )موجود است و درج تا و هى ظالمة الخ است - آيهء 104 از سورهء يازدهم ( هود )
( 5 ) - ه : ( تا فذلك حرمان ) را ندارد
( 6 ) - آيه 81 از سوره بيست و هشتم ( القصص )
( 7 ) - ك : گرفتار نشود چه بيشتر از راه هوا در هاويه روند و ايشان گروهى باشند كى از بىباكى بگذارند مشغول به جامه
( 8 ) - لاك : و غلام و مدام
( 9 ) - ك : و ستام روى از نامه و نام حق نيافته چربى لقمه و لذت طعمه يافته