غيرت بجنبيدن 187
ف
فرّ ( نور و فروغ ايزدى ) 205 ، اگر فرّى ازين حديث بر موجودات تافت ، غبنى عظيم باشد .
فراخ سخنى ( پرگويى ، بسيار گويى ) 150
فراز آوردن 102
فراز باز شدن 577
فرا دادن 197
فراز رفتن 62
فراز شدن 31 ، 121 ، 359
فراز كردن 64 ، 148 ، 190 ، 230 ، 375 ، 455
فراز گرفتن 501
فراز نهادن ( سيلى - ) 513
فرازوار شدن 577
فرا شدن 491
فرّاشوار 497
فراشه 180 ، پروانه
فرزندك ( فرزند + ك تصغير ) 626
فرش ( - ) بگستراندن 7
فرش ( - ) بگستردن 400
فرعونى ( فرعون + ى نسبت ) 219
فرمان در دادن 7
فرمودن 262
فروآمدن 7 ، 30
فروآمدن به ( - ) 423
فرو آوردن 24
فرو ايستادن 416
فرو بردن ( بلعيدن ) 8
فرو بردن ( مقابل بركشيدن ) 481
فرو بيختن 56 ، 242
فروتران 344
فرو خوردن 69
فرود آمدن 24 ، 373
فرود آوردن 301 ، 569
فرو ريختن 75 ، 461 ، فرو ريختن مهترى 335
فرو ريختن از ( خجالت ) 478
فرو رفتن 15 ، 34
فرو سوختن 474 ، 475
فروسيّت 275
فرو شدن 137 ، 294 ، 357 ، 400 ، 409
فرو كردن 263 ، 491
فرو كشيدن 81 ، 296 ، 582
فرو گذاردن ( - ) 591 ، 491
فرو گذاشتن 19 ، 292
فرو گرفتن 82 ، 168
فروگشادن 261
فروماندگان 422
فرو ماندن 54
فرو نشستن ( - ) 476
فرو نگريستن 27 ، 320 ، 581
فرو نهادن 442
فرياد برگرفتن 127
فريشتگان 54
فسردن 250
فشاندن 62
فلاخم 486 ، فلاخن ، پلخمان
فلانى 424 ، خليفه فلان را به فلانى مىدهد .
ق
قادروار 223