فهرست مثلها و مثلوارهها
الف - فارسى
آب از ميان خانه ( - ) برآمدن / 353
آبى كه ز سر گذشت گو صد گز باش / 204
آنجا كه گفتار است ديدار نيست / 417
آنكه آسيا نهاده است بار آسيا مىفرستد / 454
از خانهء گدايان آن بيرون آيد كه درخور گدايان بود / 517
از ماست كه بر ماست / 402
از مرد جنب و زن حايض هيچ چيز نيايد / 535
با همنامى همسانى برنيايد / 243
پاى بهاندازهء گليم فرو كردن / 8
تير راست را كمان كژ دربايد / 288
چون ببازى ، پاك بايد باخت / 400
چون فرزند نجيب بود ميراث پدر در كنار او نهند / 507
خانه از پسر بايد خريد نه از پدر / 571 - مثلهاى عربى
رنجى برگير و تا روزى چند گنجى برگير / 92
رنگ روى به آب برنخيزد / 89
زر را كه تجربه كنند به آتش كنند / 569
سحر جايگير نيفتد تا مرد جنب نگردد / 242
شوريده بود كار ولايت به دو تن / 41
عار بود كه خواجه دختر خود را به غلام خود دهد / 512
عشق به اختيار نبود / 400
عود در آتش افكنند تا بوى دهد / 570
غريب به غريب باز افتاد / 600